بخش دوم
أمّا اللّيل فصافّون أقدامهم ، تالين لأجزاء القرآن يرتّلونها ترتيلا .
يحزّنون به أنفسهم و يستثيرون به دواء دائهم . فإذا مرّوا بآية فيها تشويق ركنوا إليها طمعا ، و تطلّعت نفوسهم إليها شوقا ، و ظنّوا أنّها نصب أعينهم . و إذا مرّوا بآية فيها تخويف أصغوا إليها مسامع قلوبهم ، و ظنّوا أنّ زفير جهنّم و شهيقها في أصول آذانهم ، فهم حانون على أوساطهم ، مفترشون لجباههم و أكفّهم و ركبهم ، و أطراف أقدامهم ، يطلبون إلى اللّه تعالى في فكاك رقابهم .
ترجمه
اما شب هنگام بر پاى خود ( به نماز ) مىايستند و آيات قرآن را شمرده و با تدبر مىخوانند ، به وسيلهء آن ، جان خويش را محزون مىسازند و داروى درد خود را از آن مىطلبند . هنگامى كه به آيهاى مىرسند كه در آن ، تشويق است ( تشويق به پاداشهاى بزرگ الهى در برابر ايمان و عمل صالح ) با اشتياق فراوان بر آن تكيه مىكنند و چشم جانشان با علاقه بسيار در آن خيره مىشود و گويى آن بشارت را در برابر چشم خود مىبينند و هنگامى كه به آيهاى مىرسند كه بيم و انذار در آن است ( انذار در برابر گناهان ) گوشهاى دل خويش را براى شنيدن آن باز مىكنند و گويى فريادها و نالههاى زبانههاى آتش دوزخ در درون گوششان طنينانداز است ! آنها قامت خود را در پيشگاه خدا خم مىكنند ( و به ركوع مىروند ) و پيشانى و كف دستها و سر زانوها و نوك انگشتان پا را ( به هنگام سجده ) بر زمين مىگسترانند و آزادى خويش را از پيشگاه خداوند متعال درخواست مىكنند .