كسى نرسد .
اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اين ايمان شهودى چگونه تحصيل مىشود و اين هماى سعادت بر سر چه كسى خواهد نشست ؟
پاسخ اين سؤال را با تشبيهات روشن مىشود ؛ آيينهء قلب تا زنگار هوا و هوس دارد ، چهرهء حقيقت در آن منعكس نمىشود و تا انسان در سياهچال طبيعت زندانى است به آسمان حقيقت پرواز نمىكند و تا گرد و غبار فضاى اطراف او را پر كرده ، جمال دلآراى يار را هرچند به او نزديك باشد ، نمىبيند و چه زيبا مىگويد ، حافظ :
تو كز سراى طبيعت نمىروى بيرون * كجا به كوى طريقت گذر توانى كرد
جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى * غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد
* * *