ولى پرهيزگاران در همان گامهاى نخستين به اين معنا پى مىبرند و به بهاى جان خود را از اين اسارت رهايى مىبخشند .
به راستى ما بسيارى را مىبينيم كه چنان اسير مقامند كه براى حفظ آن به هرگناه و جنايت و ذلّتى تن در مىدهند ، و بعضى چنان اسير مال و شهوتند كه براى حفظ آن همهء كرامت انسانى خود را بر باد مىدهند ؛ ولى پرهيزگاران كه در خط معصومان گام بر مىدارند ، حتى از جان خويش مىگذرند و فرياد « هيهات منّا الذّلّة » سر مىدهند .
* * *
نكته محورهاى اين بخش از خطبه
اين بخش از خطبه كه در آن قريب بيست صفت از صفات پرهيزكاران آمده ، عمدتا بر چند محور دور مىزند ؛ ايمان فوق العاده پرهيزكاران ، ايمانى كه در سرحد شهود و مشاهده عالم ماوراى طبيعت است . مسئلهء بىاعتنايى به زرقوبرق دنيا و عدم اسارت در چنگال هوا و هوسها و شهوات ، جوياى علم و دانش بودن ، پرهيز از هرگونه گناه مخصوصا آلودگيهاى زبان ، تواضع و فروتنى و عدم آزار خلق .
اگر در برنامه پرهيزكاران جز همين فراز نبود براى اينكه از اينها انسان كاملى بسازد ، كافى بود تا چه رسد به اينكه بخشهاى بعدى خطبه نيز به آن ضميمه گردد .
صفات مزبور ، صفاتى جدا و بيگانه از يكديگر نيست ، بلكه همه باهم پيوسته است و برنامهاى جامع براى سالكان الى اللّه و كسانى كه طالب قرب به خدا هستند ، تشكيل مىدهد .
آن كسى كه ايمان او به حدى رسيده كه گويى آيندههاى دور را مىبيند و از پشت پرده ضخيم طبيعت ، بهشت و جهنم را مشاهده مىكند ، طبيعى است كه ماسوى اللّه در چشم او كوچك شود ، فريب زرقوبرق دنيا را نخورد ، و در برابر خلق متواضع باشد و آزارش به