بشارت را در برابر چشم خود مىبينند » ؛ ( فإذا مرّوا بآية فيها تشويق ركنوا إليها طمعا ، و تطلّعت « 1 » نفوسهم إليها شوقا ، و ظنّوا أنّها نصب أعينهم ) .
آرى ! آنها قرآن را سرسرى نمىخوانند و همانگونه كه در بالا گفته شد خود را مخاطبان واقعى آن مىدانند ؛ بشارتهاى الهى آتش شوق را در دلهاى آنها شعلهور مىسازد و آنچه را در آخرت است در اين دنيا با چشم دل مىبينند و همين امر انگيزهء آنها در برنامهء « سير الى اللّه » است .
« و نيز هنگامى كه به آيهاى مىرساند كه بيم و انذار در آن است ( انذار در برابر گناهان ) گوشهاى دل خويش را براى شنيدن آن باز مىكنند و گويى فريادها و نالههاى زبانههاى آتش دوزخ در درون گوششان طنينانداز است » ؛ ( و إذا مرّوا بآية فيها تخويف أصغوا إليها مسامع قلوبهم ، و ظنّوا أنّ زفير « 2 » جهنّم و شهيقها في أصول آذانهم ) .
آرى ايمان آنها به مرحلهء شهود رسيده و حقايق عالم غيب و جهان آخرت را با چشم مىبينند و با همهء وجودشان لمس مىكنند و هرگاه خواندن آيات قرآن بدينگونه باشد بهترين وسيلهء تربيت انسانهاست .
در يكى از سخنان مولا آمده است : « ألا لا خير فى قراءة ليس فيها تدبّر ألا لا خير فى عبادة ليس فيها تفقّه ؛ آگاه باشيد تلاوتى كه در آن تدبّر نيست منشأ خير و بركتى نيست و عبادتى كه در آن فهم و آگاهى نباشد ، خيرى ندارد » . « 3 »
در حديث ديگرى از امام سجاد عليه السّلام آمده است : « آيات القرآن خزائن فكلّما فتحت خزينة ينبغى لك ان تنظر ما فيها ؛ آيات قرآن گنجينههاى الهى است هرگاه گنجينهاى گشوده شود ، سزاوار است با دقّت در آن نظر افكنى ( و از گوهرهاى گرانبهايش
هامش
( 1 ) . « تطلعت » از طلوع گرفته شده و « تطلع » به معناى سركشيدن براى يافتن چيزى است .
( 2 ) . « زفير » و « شهيق » : « زفير » در اصل به معناى بازدم ( بيرون فرستادن نفس ) و « شهيق » به معناى دم ( فروبردن نفس ) است ؛ ولى بعضى گفتهاند : « زفير » ، بيرون فرستادن نفس توأم با فرياد كشيدن و « شهيق » فروبردن نفس توأم با ناله است .
( 3 ) . بحار الانوار ، جلد 92 ، صفحهء 211 .