خداوند براى ( زندگى ) آنها مقرّر داشته نبود يك چشم برهم زدن ، ارواحشان از شوق پاداش الهى و ترس از كيفر او در جسمشان قرار نمىگرفت » ؛ ( و لو لا الأجل الّذي كتب اللّه عليهم لم تستقرّ أرواحهم في أجسادهم طرفة عين ، شوقا إلى الثّواب ، و خوفا من العقاب ) .
روح آنها به كبوترى مىماند كه در قفس گرفتار است ؛ در يك سوى خود ، باغى خرم و سرسبز با انواع گلها و گياهان و ميوهها مىبيند و در طرف ديگر خود آتشى سوزان . در درون قفس ، بال و پر مىزند و شديدا طالب آزادى است تا پرواز كند و بر شاخسار باغ قرار گيرد و در ضمن از آتش سوزانى كه در يك طرف ديگر قفس بود ، رهايى يابد .
پرهيزكاران راستين چنيناند . عشق به ثواب از يك سو و خوف از عقاب ( بر اثر سوء عاقبت ) از سوى ديگر ، روح ناآرام آنها را به جهان ديگر جذب مىكند ؛ ولى اجلى كه خداوند براى آنها مقرر ساخته آنان را از اين امر بازمىدارد .
در ضمن اين تعبير ، حاكميت صفت خوف و رجا را بر وجود آنها روشن مىسازد ؛ از يك سو اميدوار به لطف و ثواب الهى هستند و از سوى ديگر از اين بيم دارند كه در دنيا پايشان بلغزد و در دام شيطان و هواى نفس ، گرفتار شوند و با سوء عاقبت از دنيا بروند .
در حديثى از لقمان حكيم مىخوانيم كه خطاب به فرزندش مىگفت : « يا بنىّ خف اللّه خوفا لو أتيت يوم القيامة ببرّ الثقلين خفت أن يعذّبك و ارج اللّه رجاء لو وافيت القيامة بإثم الثّقلين رجوت أن يغفر اللّه لك ؛ فرزندم آنگونه از خدا بترس كه اگر در روز قيامت در صحنهء قيامت وارد شوى ، در حالى كه اعمال نيك انس و جن را با خود داشته باشى باز از عذاب خدا بترسى و آنقدر اميدوار به لطف او باش كه اگر روز قيامت با گناه جن و انس وارد محشر شوى باز اميد به عفو او داشته باشى » . « 1 »
سپس امام عليه السّلام به سراغ يكى ديگر از اوصاف بسيار برجستهء پرهيزكاران مىرود ، مىفرمايد : « آفريدگار در روح و جانشان بزرگ جلوه كرده ، به همين دليل غير او در
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 13 ، صفحهء 412 .