أنفسهم منهم في البلاء كالّتي نزّلت في الرّخاء « 1 » ) .
در حال نعمت مست و مغرور نمىشوند و در بلا و مشكلات بىتابى و جزع ندارند ؛ در همه حال راضى به رضاى خدا و تسليم در برابر ارادهء او هستند . به يقين از تلاش و كوشش براى مبارزه با مشكلات و فراهم كردن اسباب نعمتها فروگذار نمىكنند ؛ ولى آنجا كه از تحت ارادهء آنها بيرون است ، جز تسليم و رضا عكس العملى نشان نمىدهند ؛ زيرا از يك سو مىدانند خداوند حكيم است و مهربان ؛ از هركس ، حتى از مادر مهربانتر و جز آنچه كه مصلحت بندهء باايمان اوست ، مقدّر نمىفرمايد .
از سوى ديگر مىدانند بىتابى در برابر بلا و حوادث ناگوار نه تنها مشكلى را حل نمىكند ، بلكه اجر و پاداش آنها را بر باد مىدهد و گاه بر مشكلات نيز مىافزايد و سبب يأس و نوميدى و انفعال در برابر هرحادثهاى مىشود .
دربارهء اهميّت مقام تسليم و رضا ، روايات فراوانى از معصومين عليهم السّلام وارد شده است ؛ از جمله در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم : « رأس طاعة اللّه الصبر و الرّضا عن اللّه فيما احبّ العبد او كره ، و لا يرضى عبد عن اللّه فيما احبّ أو كره إلّا كان خيرا له فيما أحبّ أو كره ؛ برترين مرتبه اطاعت خداوند ، صبر و رضا در همهء چيزهايى است كه بندگان دوست دارند ، يا دوست ندارند و هيچ بندهاى در همهء اين امور از خدا راضى نمىشود ، مگر اينكه خير او در آن است » . « 2 »
مرحوم كلينى بعد از نقل اين روايت در كافى ، دوازده روايت ديگر در اهميّت تسليم و رضا و مقامات مؤمنان راضى و تسليم در برابر ارادهء پروردگار ذكر كرده است .
امام عليه السّلام بعد از ذكر اوصاف فوق به يك وصف ديگر مهم پرهيزكاران مىپردازد كه نشانهء ايمان قوىّ و اطمينان آنها به وعدههاى الهى است ، مىفرمايد : « اگر سرآمد معيّنى كه
هامش
( 1 ) . « رخاء » و « رخوه » در اصل به معناى سستى و نرمى است و هنگامى كه در مورد زندگى به كار رود به معناى زندگى توأم با آرامش و آسايش و وسعت است .
( 2 ) . الكافى ، جلد 2 ، صفحهء 60 ، باب الرضا بالقضاء ، حديث 1 .