صفت برجسته آغاز مىكند ، مىفرمايد : « پرهيزكاران در اين دنيا صاحب فضايلى هستند :
گفتارشان راست ، لباسشان ميانهروى و راه رفتنشان تواضع و فروتنى است » ؛ ( فالمتّقون فيها هم أهل الفضائل ، منطقهم الصّواب ، و ملبسهم الاقتصاد ، و مشيهم التّواضع ) .
جملهء « منطقهم الصّواب » اشاره به نخستين گام در خودسازى و تربيت انسانهاست و آن اصلاح زبان است ؛ زبانى كه بيشترين گناهان كبيره با آن انجام مىشود و بهترين عبادات به وسيلهء آن صورت مىگيرد و اگر اصلاح شود ، همهء وجود انسان رو به صلاح مىرود و اگر فاسد شود ، همه رو به ويرانى مىگذارند .
واژهء « صواب » ، در اينجا ، مفهوم بسيار گستردهاى دارد و هرسخن حق و مفيدى را شامل مىشود . آرى ، پرهيزكاران قبل از هركار به اصلاح گفتار خويش مىپردازند و به همين دليل ، سالكان طريق الى اللّه معتقدند كه اوّلين گام در اصلاح خويشتن ، اصلاح زبان است كه اصلاح آن مايهء اصلاح ساير اركان است . قرآن مجيد مىفرمايد : «
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد پرهيزكارى پيشه كنيد و سخن صحيح بگوييد تا خداوند اعمال شما را اصلاح كند و گناهانتان را ببخشد » . « 1 »
اصلاح اعمال و غفران ذنوب به دنبال تقوا و قول سديد ، قرينهء خوبى بر رابطهء اينها با يكديگر است .
تعبير به « ملبس » در جملهء « و ملبسهم الاقتصاد » « 2 » كه به عنوان دومين فضيلت مهم پرهيزكاران ذكر شده است اگر در معناى حقيقى به كار رود ، اشاره به همان لباس ظاهرى است كه بايد نه اسراف و تبذير در آن باشد و نه سختگيرى و خساست ، همانگونه كه بسيارى از شارحان نهج البلاغه فهميدهاند .
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 70 و 71 .
( 2 ) . « اقتصاد » از ريشهء « قصد » به معناى ميانهروى است و اعتدال در هرچيزى را شامل مىشود .