ظاهر اين است كه امام عليه السّلام با اين سخن مىخواهد به او بفهماند كه مفهوم تقوا بهطور اجمال روشن است تو مرد عمل باش ، مشكلى در كار نيست . امام عليه السّلام براى تشويق او به تقوا به بيان نتيجه مىپردازد .
به هرحال امام عليه السّلام در آغاز خطبه به بيان اين نكتهء مهم مىپردازد كه خدا از همگان بىنياز است و اگر دستورات سنگين و متعددى دربارهء تقوا در اين خطبه مىآيد ، براى افزودن به جاه و جلال خدا نيست ، بلكه براى پيمودن راه تكامل انسان است ، مىفرمايد :
« اما بعد ( از حمد و ثناى الهى ) ، خداوند منزّه و و الا خلق را آفريد در حالى كه از اطاعتشان بىنياز بود و از معصيتشان ايمن ، زيرا نه عصيان گنهكاران به او زيان مىرساند ( و بر دامان كبريايىاش گردى مىنشاند ) و نه اطاعت مطيعان به او نفعى مىبخشد » ؛ ( أمّا بعد ، فإنّ اللّه - سبحانه و تعالى - خلق الخلق حين خلقهم غنيّا عن طاعتهم ، آمنا من معصيتهم ، لأنّه لا تضرّه معصية من عصاه ، و لا تنفعه طاعة من أطاعه ) .
دليل آن روشن است ، زيرا اوّلا خداوند وجودى است بىنهايت از هرجهت و كامل مطلق و چنين وجودى كمبود و نقصانى ندارد كه بخواهد از طريق ستايش و اطاعت بندگان كمالى بپذيرد و اگر همهء كائنات هم كافر شوند بر دامن كبرياييش گردى نمىنشيند ، زيرا مخلوقات ناتوانتر از آنند كه بتوانند زيانى به ذات پاكش برسانند . ثانيا مخلوقات هرچه دارند از اوست و از بركات فيض او و بازگرداندن فيض او به او معنا ندارد .
همگى ريزهخوار خوان نعمت او ، بلكه وابسته به وجود اويند كه اگر لحظهاى رابطهء آنها با خدا قطع شود ، نابود مىشوند : ( اگر نازى كند از هم ، فروريزند قالبها ) .
آنگاه امام عليه السّلام به وضع مادى مردم در دنيا مىپردازد كه در واقع مقدمهاى است براى بيان جنبههاى معنوى كه بعد از آن ذكر شده است و با دو جمله ، همهچيز را در جهات زندگى مادى مردم بيان كرده است ، مىفرمايد : « ( خدا بعد از آفرينش خلق ) ، روزى و معيشت آنان را ( با روش حكيمانهاى ) در ميان آنان تقسيم كرد و هريك را در جايگاه
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 533
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٣٣