چون در گذشته صفات مختلفى از صفات مخلوقين نقل كرد ، هرچند نتيجه آن را در عالىترين وجه براى خدا اثبات نمود در اينجا نيز به مسئلهء تكلّم و سخن گفتن مىپردازد و مىفرمايد : « خدا با موسى سخن گفت ؛ ولى نه مثل انسانها كه با زبان و دهان و تارهاى صوتى مخارج حروف را تنظيم كند و كلمات را به وجود آورده بلكه او امواج صوتى را در فضا آفريد و از اين طريق با موسى سخن گفت و موسى سخن خدا را از شش جهت مىشنيد كه اين خود از آيات عظيم پروردگار بود ، بىآنكه نياز به جوارح و اعضاى صوتى داشته باشد » .
ظاهر كلام امام عليه السّلام اين است كه آيات عظيم پروردگار همان شنيدن سخنان خداوند از شش جهت بود ، چنانكه جملههاى « بلا جوارح و لا أدوات ، و لا نطق و لا لهوات » نيز شاهد و گواه آن است .
احتمال ديگرى را جمعى از شارحان نهج البلاغه در اينجا دادهاند كه منظور از آيات عظيم خداوند ، معجزات نهگانهء « 1 » موسى بن عمران باشد ؛ ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد و با نظم كلام امام سازگار نيست مگر با تكلف و ارتكاب خلاف ظاهر .
البتّه اين احتمال وجود دارد كه منظور خصوص دو معجزهء عصا و يد و بيضا باشد كه مقارن تكلّم با موسى به وى ارائه شد .
بههرحال اطلاق وصف ناطق ، يا لافظ به خداوند صحيح نيست ، زيرا اين دو لفظ اشاره به حركت زبان و مخارج حروف و تارهاى صوتى دارد كه خداوند از آن منزّه است ؛ ولى اطلاق لفظ متكلّم بر خدا صحيح است ، چون او ايجاد كلام مىكند و براى اينكه
هامش
- به آن زبان كوچك مىگويند ، ولى در خطبه به نظر مىرسد به قرينهء مجاورت به معناى حنجره باشد .
( 1 ) . منظور از آيات نهگانه همان امورى است كه در قرآن مجيد در آيات مختلف به آن اشاره شده است و آن عبارت است از جراد ( بلاى ملخ ) قمّل ( بلاى شپش ) ضفادع ( بلاى قورباغهها ) دم ( رنگين شدن آب نيل به خون ) طوفانهاى كوبنده و معجزه عصا ، و يد و بيضا و قحطى شديد براى فرعونيان و آفات درختان ميوه .