خواستههاى همه آنها را يك جا بدهد كمترين نقصانى در ملك او حاصل نمىشود و به تعبير روايتى همهء آنها روىهمرفته به منزلهء رطوبتى هستند كه در يك نخ از ملاقات با آب دريا جاى مىگيرد « 1 » كه كمترين اثرى در وضع آن دريا نمىگذارد ، بلكه از آن هم كمتر است ، زيرا او خلّاق ما يشاء و چشمهء جوشان فيض است .
سپس در بيان پنجمين و ششمين وصف او مىفرمايد : « خداوند نه با چشم مىبيند ( زيرا جسم نيست ) و نه در مكانى محدود مىشود ( چون محدوديت مكانى از ويژگيهاى اجسام است ) ؛ ( و لا ينظر به عين ، و لا يحدّ بأين « 2 » ) .
آرى ! او همهچيز و همهجا را مىبيند و همهء عالم محضر اوست ؛ درعينحال نه چشم دارد نه مكان ، زيرا برتر از زمان و مكان و عوارض جسمانى است .
حضرت در هفتمين و هشتمين وصف مىفرمايد : « نه همتا و همسر و شبيه و مانندى براى او بيان مىشود و نه در آفرينش نياز به وسيلهاى دارد » ؛ ( و لا يوصف بالأزواج « 3 » ، و لا يخلق بعلاج ) .
براى « ازواج » جمع « زوج » معانى زيادى ذكر كردهاند ؛ مثل : همتا ، همسر ، شبيه ، مانند ، ضدّ و تركيب .
و مانعى ندارد كه همهء اين مفاهيم در جملهء بالا جمع باشد ؛ يعنى خداوند از همهء اين امور منزّه است . جملهء « لا يخلق بعلاج » اشاره به اين است كه انسانها و مانند آنها اگر بخواهند چيزى بيافرينند - يا به تعبير صحيحتر - هيأت تازهاى از تركيب اشيا بوجود آورند ناگزير از وسايل و ابزارى استفاده مىكند كه گاهى ساده و گاهى بسيار پيچيده است .
هامش
( 1 ) . در حديث قدسى آمده است : « يا عبادى لو أنّ أوّلكم و آخركم و إنسكم و جنّكم قاموا فى صعيد واحد فسألونى فأعطيت كلّ إنسان مسألته ما نقص ذلك ممّا عندى شيئا إلّا كما ينقص المخيط إذا دخل البحر » ( صحيح مسلم ، جلد 8 ، صفحهء 17 ؛ كنز العمال ، جلد 15 ، صفحهء 924 ) .
( 2 ) . « أين » به معناى مكان است .
( 3 ) . « ازواج » جمع « زوج » معناى وسيعى دارد و شامل هرگونه نظير و قرين و همانند مىشود .