تنها آفرينندهاى كه هيچگونه نيازى به ابزار و ادوات ندارد ذات پاك پروردگار است « 1 » ، بلكه همانگونه كه قرآن مجيد مىگويد : «
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
« 2 » ؛ فرمان او هنگامى كه ارادهء آفرينش چيزى كند اين است كه مىگويد : موجود باش و بىدرنگ موجود مىشود » .
در نهمين و دهمين وصف از اوصاف سلبيهء خداوند مىفرمايد : « با حواس درك نمىشود و با مردم مقايسه نمىگردد » ؛ ( و لا يدرك بالحواسّ ، و لا يقاس بالنّاس ) .
مىدانيم كه قلمرو حواس انسان اجسام مادى است ، بنابراين ذات پاكى كه ما فوق جهان ماده است جز با عقل و انديشه درك نمىشود و آنها كه معتقدند خداوند در دنيا و آخرت با اين چشم ديده مىشوند سخت دچار اشتباه و آلوده به شركاند . جملهء « لا يقاس بالنّاس » بيانگر يك اصل كلى دربارهء صفات خداست كه در هيچ مورد نبايد صفات او را با صفات مخلوق مقايسه كرد كه سبب گمراهى و ضلالت است و اين همان است كه در خطبهء اول نهج البلاغه آمده است : « و كمال الإخلاص له نفى الصّفات عنه ؛ همانا نهايت اخلاص و توحيد پروردگار آن است كه صفات مخلوقين را از او نفى كنند » .
سرانجام در بيان آخرين وصف چنين مىفرمايد : « او همان كسى است كه با موسى سخن گفت و آيات بزرگش را به او نشان داد بىآنكه نياز به اعضا و ابزار و زبان و حنجره داشته باشد » ؛ ( الّذى كلّم موسى تكليما ، و أراه من آياته عظيما ؛ بلا جوارح و لا أدوات ، و لا نطق و لا لهوات « 3 » ) .
هامش
( 1 ) . توجّه داشته باشيد كه در متن نهج البلاغه صبحى صالح « يخلق » به صورت فعل مجهول ذكر شده كه هيچ مفهوم صحيحى براى آن به نظر نمىرسد درحالىكه اكثريت قريب به اتفاق شارحان بزرگ ؛ مانند مرحوم ابن ميثم ، مغنيه ، عبده ، تسترى ، خويى و جعفرى ، همه به صورت فعل معلوم نوشتهاند و حق نيز همين است و در جملهء قبل « و لا ينظر به عين » گرچه به صورت معلوم مفهوم مناسبى دارد ؛ ولى اگر به صورت مجهول باشد با جملهء بعد هماهنگتر است .
( 2 ) . يس ، آيهء 82 .
( 3 ) . « لهوات » جمع « لهات » به معناى قطعه گوشت كوچكى است كه در آخر سقف دهان قرار دارد و -