كتب حديث و متكلّمان در باب معجزات رسول خدا آن را نقل كردهاند و غالبا روايات آنها به همان صورتى است كه در خطبهء قاصعه ( خطبهء مورد بحث ) آمده است ، هرچند بعضى آن را به صورت مختصر ذكر كردهاند و چنين گفتهاند : « إنّه دعا شجرة فأقبلت تخدّ إليه الأرض خدّا ؛ آن حضرت درخت را فراخواند و درخت زمين را شكافت و نزد او آمد » .
سپس مىافزايد : « بيهقى در كتاب دلائل النبوة داستان درخت را آورده و همچنين محمد بن اسحاق بن يسار در كتاب السيرة و المغازى به گونهء ديگرى آن را ذكر نموده است . « 1 »
مرحوم علّامهء تسترى نيز در شرح نهج البلاغه خود مىگويد : ابن اثير در كتاب كامل و در اسد الغابه و بلاذرى در انساب الاشراف و كراجكى در كنز الفوائد نيز حديث درخت را به گونهء مختصرى آوردهاند . « 2 »
البتّه كسانى كه آشنايى با معجزات انبيا عموما و معجزهء رسول خدا خصوصا دارند ، مىدانند كه اينگونه معجزات و برتر از آن براى اثبات حق بودن دعوت نبوّت چيز عجيبى نيست ، همانگونه كه لجاجت افراد نادان و متعصب و لجوج نيز در برابر آنها مطلب تازهاى نيست .
2 - فرق ميان سحر و معجزه
همانگونه كه در بالا اشاره شد بىشك انبيا و پيامبران و همچنين امامان معصوم عليهم السّلام خارق عاداتى كه از انسان عادى امكانپذير نيست داشتهاند ؛ يعنى امورى كه بر خلاف قوانين معمول طبيعت بوده و انجام آن جز با استمداد از يك نيروى ما فوق طبيعى ممكن نبوده است ؛ مانند زنده كردن مردگان ، شفا دادن بيماران غير قابل علاج ، اخبار از امور پنهانى كه در قرآن مجيد دربارهء حضرت مسيح عليه السّلام آمده يا معجزهء عصا و يد بيضاى
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد ، جلد 13 ، صفحهء 214 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغهء علامهء تسترى ، جلد 2 ، صفحهء 469 .