درخت امر فرمود كه چنين كند ، بلافاصله نيمى از آن درخت ، با منظرهاى شگفتآور و صدايى شديدتر به سوى آن حضرت ، حركت كرد و آنقدر پيش آمد كه نزديك بود به آن حضرت - صلى الله عليه و آله و سلم - بپيچد » ؛ ( فلمّا نظر القوم إلى ذلك قالوا - علوّا و استكبارا - فمرها فليأتك نصفها و يبقى نصفها ، فأمرها بذلك ، فأقبل إليه نصفها كأعجب إقبال و أشدّه دويّا ، فكادت تلتفّ برسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - ) .
از تعبير بالا استفاده مىشود كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله در اينجا دو معجزهء ديگر به آنها نشان داد : نخست امر فرمود كه درخت به جاى خود برگردد . سپس دستور داد تا نيمى از آن به اذن اللّه نزد او آيد .
آيا با اين همه آن قوم مشرك لجوج تسليم شدند ؟ متأسفانه نه ! آنگونه كه امام در ادامهء سخن مىفرمايد : « آنها از روى كفر و سركشى گفتند : دستور ده اين نصف بازگردد و به نصف ديگر ملحق شود . به صورت نخستين درآيد ، پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله و سلم - دستور داد و آن نصف به جاى نخستين بازگشت . در اين هنگام من گفتم : لا إله الا الله ؛ اى رسول خدا ! من نخستين كسى هستم كه به تو ايمان آوردهام و نخستين كسى هستم كه اقرار مىكنم كه آن درخت آنچه را انجام داد به فرمان خدا و براى تصديق نبوّت تو و بزرگداشت سخن و برنامهات بود » ؛ ( فقالوا - كفرا و عتوّا - : فمر هذا النّصف فليرجع إلى نصفه كما كان ، فأمره - صلّى اللّه عليه و آله - فرجع ؛ فقلت أنا : لا إله إلّا اللّه ؛ إنّي أوّل مؤمن بك يا رسول اللّه ، و أوّل من أقرّ بأنّ الشّجرة فعلت ما فعلت بأمر اللّه تعالى تصديقا بنبوّتك ، و إجلالا لكلمتك ) .
آيا بعد از مشاهدهء اين معجزات چهارگانه و خوارق عادات شگفتانگيز كه همه به پيشنهاد آنها واقع شد ؛ نه به خواست پيغمبر و انتخاب او ، آن گروه ايمان آوردند ؟
متأسفانه نه تنها ايمان نياوردند ، بلكه سخنى كفرآميز و جسورانه و دور از منطق گفتند ، آنگونه كه امام در ادامهء سخن مىفرمايد : « تمام آن گروه گفتند : او ساحرى دروغگوست ، كه سحر شگفتآور ، و توأم با مهارت دارد ( سپس افزودند : ) آيا تو را در اين كار كسى جز
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 516
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥١٦