شرح و تفسير معجزهء حركت درخت
امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه كه يكى از مهمترين بخشهاى آن محسوب مىشود ، اشاره به يكى از معجزات مهم پيامبر كه در مكه واقع شده و امام شاهد و ناظر آن بوده ، مىكند تا تأكيدى بر رابطهء نزديك خود با آن حضرت و ايمان پيشين خويش نمايد .
معجزهاى كه كمتر كسى از مسلمانان شاهد و ناظر آن بوده و مىفرمايد : « من با آن حضرت - صلى اللّه عليه و آله - بودم ؛ در آن هنگام كه سران قريش نزد او آمدند و گفتند : اى محمّد تو ادعاى بزرگى كردهاى ، ادعايى كه هيچيك از پدران و خاندانت چنين ادعايى نكردند .
ما از تو معجزهاى مىخواهيم كه اگر پاسخ مثبت به آن دهى ، و آن را پيش چشم ما به انجام برسانى ، مىدانيم كه تو پيامبر و فرستادهء خدايى و اگر انجام ندهى ، خواهيم دانست ، ساحر دروغگويى هستى » ؛ ( و لقد كنت معه - صلّى اللّه عليه و آله - لمّا أتاه الملأ « 1 » من قريش ، فقالوا له : يا محمّد ، إنّك قد ادّعيت عظيما لم يدّعه آباؤك و لا أحد من بيتك ، و نحن نسألك أمرا إن أنت أجبتنا إليه و أريتناه ، علمنا أنّك نبيّ و رسول ، و إن لم تفعل علمنا أنّك ساحر كذّاب ) .
تعبير به « الملأ من قريش » ( - سران قريش ) نشان مىدهد كه اين معجزه در مكّه واقع شده و در زمانى بوده كه دعوت پيامبر آشكار شده بود و به گوش بسيارى رسيده بود ؛ ولى هنوز مسلمانان قوت و قدرتى نداشتند و گرنه مخالفان ، با چنين لحن شديد و جسورانهاى با آن حضرت سخن نمىگفتند .
به هرحال آنها به گمان خود در مقام آزمون پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله برآمدهاند و فرصت خوبى به دست رسول اللّه افتاد تا حقانيّت خود را از طريق معجزهاى كه آنها مىخواهند ( نه آنچه را خودش مىخواهد ) به اثبات رساند ، لذا در ادامهء اين خطبه مىخوانيم : « پيامبر صلّى اللّه عليه و إله
هامش
( 1 ) . « ملاء » در لغت به چيزى گفته مىشود كه چشم را پر مىكند و شگفتى بيننده را برمىانگيزد ، به همين جهت به سران و بزرگان هرجمعيّتى « ملاء » مىگويند .