مؤمن بك يا رسول اللّه ، و أوّل من أقرّ بأنّ الشّجرة فعلت ما فعلت بأمر اللّه تعالى تصديقا بنبوّتك ، و إجلالا لكلمتك . فقال القوم كلّهم : بل ساحر كذّاب ، عجيب السّحر خفيف فيه ، و هل يصدّقك في أمرك إلّا مثل هذا ! ( يعنونني ) .
ترجمه
من با آن حضرت - صلّى اللّه عليه و آله - بودم ؛ كه سران قريش نزد او آمدند و گفتند : اى محمّد تو ادعاى بزرگى كردهاى ؛ ادعايى كه هيچيك از پدران و خاندانت نكردند . ما از تو معجزهاى مىخواهيم كه اگر پاسخ مثبت پيش چشم ما به انجام برسانى ، مىدانيم كه تو پيامبر و فرستادهء خدايى و اگر انجام ندهى ، خواهيم دانست ، ساحر دروغگويى هستى .
پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود : خواستهء شما چيست ؟ گفتند : اين درخت را ( اشاره به درختى كردند كه در آنجا بود ) براى ما صدا زن ، تا با تمام ريشههايش كنده شود و پيش روى تو بايستد ، پيامبر - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود : خداوند بر هر چيزى تواناست . آيا اگر اين كار را براى شما انجام دهم ، ايمان مىآوريد و شهادت به حق خواهيد داد ، عرض كردند : آرى ، فرمود : من به زودى آنچه را مىخواهيد به شما نشان مىدهم ؛ ولى مىدانم كه شما به خير و نيكى ( و ايمان و تسليم در برابر حق ) باز نمىگرديد ، و نيز مىدانم در ميان شما كسى است كه درون چاه ( در سرزمين بدر ) افكنده مىشود ( اشاره به جنازههاى ابو جهل و عتبه و شيبه و امية بن خلف است كه در ميدان بدر به چاه افكنده شدند ) و نيز كسى است كه احزاب را ( براى جنگ با مسلمين ) بسيج مىكند ( اشاره به ابو سفيان است ) .
سپس فرمود : اى درخت اگر به خدا و روز واپسين ايمان دارى و مىدانى كه من رسول خدا هستم با ريشهها از زمين كنده شو و نزد من آى و به فرمان خدا پيش روى من بايست !