در ادامه مىافزايد : « رسول خدا هرگز دروغى در گفتار من نيافت و در كردارم خطا و اشتباهى نديد » ؛ ( و ما وجد لي كذبة في قول ، و لا خطلة « 1 » في فعل ) .
اشاره به اينكه من مدارج تربيت را در سايهء او بهطور كامل پيمودم ، به گونهاى كه گفتار و رفتارم كاملا صادقانه و در مسير حق بود و كمترين انحرافى نداشتم .
آنگاه امام عليه السّلام به بيان اين نكته مىپردازد كه من اگر در دوران قبل از بعثت نيز از آن حضرت پيروى مىكردم و اين را افتخار و فرصت مهمى براى خود مىشمردم ، به اين دليل بود كه آن حضرت از آغاز عمر تحت هدايت و عنايت پروردگار قرار داشت ، مىفرمايد : « از همان زمان كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله از شير بازگرفته شد ، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خود را مأمور ساخت تا در طول شب و روز وى را به راههاى فضيلت و محاسن اخلاق جهانيان وادارد و من هم مانند كودكى كه به دنبال مادرش حركت مىكند از او پيروى مىكردم . هرروز نكتهء تازهاى از اخلاق برجستهء خود براى من آشكار مىساخت و مرا فرمان مىداد كه به او اقتدا مىكنم » ؛ ( و لقد قرن اللّه به - صلّى اللّه عليه و آله - من لدن أن كان فطيما « 2 » أعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق المكارم ، و محاسن أخلاق العالم ، ليله و نهاره . و لقد كنت أتّبعه اتّباع الفصيل « 3 » أثر أمّه ، يرفع لي في كلّ يوم من أخلاقه علما ، و يأمرني بالاقتداء به ) .
اشاره به اينكه سرپرستى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نسبت به من ، تنها در جهات ظاهرى و معمولى نبود ، بلكه هرروز اين معلم بزرگ درس ، تازهاى از اخلاق و فضيلت به من آموخت و من نيز پذيرا مىشدم .
تعبير به « علما » اشاره به پرچمها و نشانههايى است كه سابقا در مسير راهها در بيابانها
هامش
( 1 ) . « خطلة » از ريشهء « خطل » بر وزن « خطر » به معناى انحراف از مسير صواب است .
( 2 ) . « فطيم » از « فطام » به معناى از شير بازگرفتن است و فطيم به كسى گفته مىشود كه از شير بازگرفته شده باشد .
( 3 ) . « فصيل » بچه شتر است بعد از آنكه از شير بازگرفته شود .