مىتواند نتيجه گرفت كه فلسفه و فايده احكام عموما و عبادات خصوصا به خود انسانها بازمىگردد .
عبادات ، فلسفهء مشترك و فلسفهء خاص دارد ؛ فلسفهء مشترك عبادات ، خضوع و تواضع در پيشگاه خدا و شكستن بت كبر و غرور و سركشى و طغيان است . افزون بر اين ، عبادات انسان را به ياد خدا مىاندازد و قلب و روح را زنده نگاه مىدارد و آثار غفلت و بىخبرى را مىزدايد و بدين ترتيب عبادات انسان را هميشه در مسير عبوديت و بندگى حق نگاه مىدارد .
اضافه بر اين ، هريك از عبادات ، فلسفهء ويژه خود را نيز دارد ؛ نماز نهى از فحشا و منكر مىكند و روزه مبارزه با هواى نفس را تقويت مىنمايد و زكات ، اختلاف طبقاتى را از بين مىبرد يا كاهش مىدهد ، حج باعث اتحاد صفوف مسلمانان و قوت و قدرت اسلام مىگردد و در روايات اسلامى كه در باب فلسفهء احكام آمده به همهء اين امور اشاره شده است . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) . به كلمات قصار نهج البلاغه ، كلمهء 252 مراجعه فرماييد .