چسبيدن شكمها به پشت ، به هنگام روزه ، مايهء تواضع است و نيز پرداخت زكات ، موجب صرف ثمرات زمين و غير آن براى نيازمندان و مستمندان مىگردد ( و همهء اين امور ، بندگان را از آفت كبر و غرور بازمىدارد و به تواضع و فروتنى دعوت مىكند ) » ؛ ( و لما في ذلك من تعفير « 1 » عتاق « 2 » الوجوه بالتّراب تواضعا ، و التصاق كرائم « 3 » الجوارح بالأرض تصاغرا « 4 » ، و لحوق البطون بالمتون « 5 » من الصّيام تذلّلا ؛ مع ما في الزّكاة من صرف ثمرات الأرض و غير ذلك إلى أهل المسكنة و الفقر ) .
به يقين آنچه در بالا آمد ، بخشى از فلسفههاى اين عبادات مهم اسلامى است ، زيرا عبادات ، فلسفههاى مهمى دارد كه يكى از مهمترين آنها همان پرورش روح تواضع و فروتنى و مبارزه با كبر و غرور است . فلسفه نهى از فحشاء و منكر و معراج مؤمن بودن در نماز و نيز پرورش روح تقوا و اخلاص در سايه روزه و مبارزه با آفت اختلاف طبقاتى در زكات و غير اينها ، غير قابل انكار است .
در ساير روايات اسلامى نيز اشارات روشنى به اين امور ديده مىشود . در حديثى از امام باقر عليه السّلام مىخوانيم كه خداوند به موسى بن عمران وحى كرد : آيا ميدانى چرا من تو را از ميان خلقم براى سخن گفتن با او برگزيدم ؟ موسى عرض كرد : پروردگارا نمىدانم ، فرمود : « يا موسى إنّي قلّبت عبادى ظهرا و بطنا فلم أجد أحدا أذلّ لي نفسا منك يا موسى إنّك إذا صلّيت وضعت خدّيك على التّراب ؛ اى موسى من تمام بندگانم را زير و رو كردم احدى را مثل تو متواضع در برابر خود نديدم ؛ اى موسى ! هنگامى تو نماز
هامش
( 1 ) . « تعفير » به معناى به خاك ماليدن است از « عفر » به معناى خاك و غبار است .
( 2 ) . « عتاق » جمع « عتيق » شىء پرارزش و گرانبهاست و به اشياى قديمى پرارزش ، عتيقه مىگويند ، و « عتاق الوجوه » اشاره به بخشهاى پرارزش صورت يعنى پيشانى است .
( 3 ) . « كرائم » جمع « كريمه » يعنى گرانقدر ، باارزش ، شريف و بزرگوار .
( 4 ) . « تصاغر » به معناى كوچكى كردن از ريشهء « صغر » بر وزن « پسر » به معناى كوچكى شده است .
( 5 ) . « متون » جمع « متن » به معناى پشت و گاه به معناى اصل مىآيد و در اينجا معناى اوّل مراد است .