غرور را از روح و جان ثروتمندان و متمكّنان مىزدايد و نيز روزه كه انسان را با تشنگى و گرسنگى در صف فقرا و نيازمندان قرار مىدهد ، درهم شكنندهء كبر و غرور است ؛ هرچند فلسفهء اين عبادات به اين منحصر نمىشود ؛ ولى به يقين يكى از فلسفههايش همين است كه امام عليه السّلام در اينجا بدان اشاره فرموده است .
در ساير روايات اسلامى نيز به اين معنا اشاره شده است ؛ مثلا در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السّلام مىخوانيم : « إنّ علّة الصّلاة أنّها إقرار بالرّبوبيّة للّه تعالى و خلع الأنداد و قيام بين يدى الجبّار جلّ جلاله بالذّل و المسكنة و الخضوع . . . ؛ فلسفهء نماز اقرار به ربوبيت خداوند متعال و نفى هرگونه شرك و قيام در برابر ذات پاك خداوند با تسليم و تواضع و خضوع است » . « 1 »
و نيز دربارهء فلسفهء زكات از همان حضرت نقل شده است كه مىفرمايد : « و هو موعظة لأهل الغنى و عبرة لهم ليستدلّوا على فقراء الآخرة بهم ؛ اداى زكات پند و اندرزى است براى اغنيا و درس عبرتى است براى آنها تا از اين طريق به فقر و نيازمندى خود در آخرت آشنا شوند » . « 2 »
نيز از همان حضرت دربارهء فلسفهء صوم چنين مىخوانيم : « علّة الصّوم عرفان مسّ الجوع و العطش ليكون ذليلا مستكينا . . . ؛ فلسفهء روزه اين است كه گرسنگى و تشنگى را احساس كند تا متواضع و خاضع گردد . . . » « 3 »
آنگاه امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن به شرح آنچه در جملههاى بالا به صورت اجمال دربارهء فلسفهء نماز و روزه و زكات بيان كرده بود ، پرداخته چنين مىفرمايد : « ( خداوند نماز را واجب كرد ) به اين جهت كه ساييدن پيشانيها كه بهترين جاى صورت است بر خاك ، موجب تواضع و فروتنى است و گذاردن اعضاى پرارزش بدن بر زمين دليل بر كوچكى ، و
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، جلد 3 ، صفحهء 4 ، كتاب الصلاة ، باب وجوب الصلاة ، حديث 7 .
( 2 ) . همان مدرك ، جلد 6 ، صفحهء 5 ، كتاب الزكاة ، ابواب ما يجب فيه و ما تستجب ، باب 1 ، حديث 7 .
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، جلد 2 ، صفحهء 73 ، حديث 1767 .