في عزائمهم ، و ضعفة فيما ترى الأعين من حالاتهم ، مع قناعة تملأ القلوب و العيون غنى ، و خصاصة « 1 » تملأ الأبصار و الأسماع أذى ) .
در واقع آنها مردان قدرتمندى بودند كه مىتوانستند زروزيور دنيا را براى خود فراهم سازند ؛ اما بىاعتنايى به مظاهر مادّى ، به آنها اجازه نمىداد كه به دنبال اين امور بروند ، امورى كه سرچشمهء كبر و غرور و خودخواهى و خودپسندى است .
* * *
هامش
( 1 ) . « خصاصه » از « خصاص » بر وزن « اساس » گرفته شده و در اصل به معناى شكافى است كه در ديوار خانه به وجود مىآيد سپس به فقر كه موجب شكاف در زندگى است اطلاق شده است .