جبّهء پشمين به تن داشتند و در دست هركدام عصايى ( همچون عصاى چوپانها ) بود ( او را دعوت به سوى خداوند يگانه كردند و ) با او شرط كردند كه اگر تسليم فرمان خدا شود عزت و قدرتش پايدار ، و حكومتش برقرار خواهد بود » ؛ ( و لقد دخل موسى بن عمران و معه أخوه هارون عليه السّلام على فرعون ، و عليهما مدارع « 1 » الصّوف ، و بأيديهما العصيّ ، « 2 » فشرطا له - إن أسلم - بقاء ملكه ، و دوام عزّه ) .
موسى و هارون مخصوصا با لباس و عصاى خشن چوپانى وارد بر فرعون شدند تا از يكسو خيالبافيهاى او و اطرافيانش را دربارهء اينكه شخصيّت در گرو مال و ثروت و زر و زينت است ، درهم بشكنند و از سوى ديگر اعلام دارند دوران آنگونه زندگى پايان يافته و دوران جديدى از حكومت الهى با كمك مستضعفان آغاز شده است .
در ادامهء اين سخن به بيان واكنش فرعون در برابر دعوت موسى و هارون پرداخته مىفرمايد : « فرعون گفت : آيا از اين دو نفر تعجّب نمىكنيد كه بقاى ملك و دوام عزّتم را ( به شرط اسلام آوردن ) تضمين مىكنند در حالى كه فقر و ذلّت از سر و وضعشان مىبارد ( اگر راست مىگويند ) چرا دستبندهايى از طلا ( از سوى خدا ) به آنها داده نشده است . اين سخن را فرعون به جهت بزرگ شمردن طلا و گردآورى آن و تحقير پشم و پوشيدن آن گفت » ؛ ( فقال : « ألا تعجبون من هذين يشرطان لي دوام العزّ ، و بقاء الملك ؛ و هما بما ترون من حال الفقر و الذّلّ ، فهلّا ألقي عليهما أساورة « 3 » من ذهب » ؟ إعظاما للذّهب و جمعه ، و احتقارا للصّوف و لبسه ! ) .
آرى ! نظام ارزشى دستگاه فرعون بر همين محور مىچرخيد آنها كه زروزيور و ثروت بيشترى داشتند شخصيّت والاترى نصيبشان شده بود و پشمينهپوشان پابرهنه ، افراد
هامش
( 1 ) . « مدارع » جمع « مدرع » بر وزن « منبر » به معناى جبّه است .
( 2 ) . « عصىّ » جمع « عصا » .
( 3 ) . « اساوره » و « اساور » و آن نيز جمع « اسوره » و آن نيز جمع « سوار » بر وزن « غبار » يا « سوار » بر وزن « كتاب » در اصل از كلمهء فارسى « دستور » به معناى دستبندى كه به عنوان زينت در دست مىكنند گرفته شده است .