آرى آنچه در برنامههاى دينى اهميّت فوق العاده دارد اخلاص و خلوص نيت است و به يقين اگر پيشوايان دين جلال و شكوه سلاطين را داشته باشند نيّتها غالبا آلوده مىگردد ، گروه كثيرى از مردم براى تأمين دنيا و برخوردارى از امكانات آن پيشوايان به سراغ آنها مىروند كه : « النّاس عبيد الدّنيا » و گروه ديگرى با انگيزههاى دوگانه ؛ انگيزههاى مادى و معنوى به سراغ آنها مىروند كه اولى به يگانگى از خدا و دومى نوعى از شرك است .
سپس در ادامهء اين سخن براى تأكيد اين مطلب مىافزايد :
« ولى خداوند سبحان اراده كرده است كه پيروى از رسولانش و تصديق كتابهايش و خضوع در برابر ذات پاكش و تواضع در برابر فرمانش و تسليم در مقابل اطاعتش ، امورى باشد كه فقط به جهت او انجام گيرد و چيز ديگرى آن را مشوب و ناخالص نكند » ؛ ( و لكنّ اللّه سبحانه أراد أن يكون الاتّباع لرسله ، و التّصديق بكتبه ، و الخشوع لوجهه ، و الاستكانة « 1 » لأمره ، و الاستسلام لطاعته ، أمورا له خاصّة لا تشوبها « 2 » من غيرها شائبة ) .
در واقع امام عليه السّلام به پنج چيز اشاره مىكند كه همهء آنها بايد با خلوص نيّت انجام گيرد :
1 - قبول دعوت پيامبران ، 2 - تصديق به كتابهاى آسمانى ، 3 - خشوع عملى در برابر ذات پاك خدا ، 4 - تسليم درونى و قلبى در برابر فرمان او ، 5 - تسليم عملى و انجام اوامر او .
به اين ترتيب بايد ايمان و عمل و اخلاق همه خالصانه صورت گيرد - قرآن مجيد نيز مىفرمايد :
« أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ »
« 3 » و در جاى ديگر مىفرمايد :
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
« 4 »
هامش
( 1 ) . « استكانه » به معناى خضوع است .
( 2 ) . « تشوب » از « شوب » بر وزن « شوق » به معناى خدعه كردن و چيزى را به چيز ديگرى براى فريب آميختن است .
( 3 ) . زمر ، آيهء 3 .
( 4 ) . بينه ، آيهء 5 .