با توجه به اينكه « فسوق » در اصل به معناى خروج از اطاعت است و « عقوق » به هرگونه عصيان گفته مىشود مفهوم جملهء بالا اين است كه همهء گناهان و مفاسد اجتماعى از سردمداران فاسد و مستكبر سرچشمه مىگيرد و به مصداق « النّاس على دين ملوكهم » اين گروه تودهء مردم را به دنبال خود مىكشانند .
در ادامه اين سخن از رابطه اين گروه با ابليس و ارتباط افكار و برنامهء آنان با وسوسههاى او سخن مىگويد و چنين مىفرمايد : « شيطان آنها را ( سردمداران گمراه قبايل و جوامع را ) مركبهاى راهوار ضلالت قرار داده ، و سپاهى كه به وسيله آنان به مردم غافل حمله مىكند و از آنها به عنوان سخنگوى خود ( براى بيان مقاصد خويش ) بهره مىگيرد تا عقلهايتان را بدزدد ، در چشمهاى شما نفوذ كند و در گوشهايتان ( اباطيل را ) بدمد » ؛ ( اتّخذهم إبليس مطايا ضلال . و جندا بهم يصول « 5 » على النّاس ، و تراجمة ينطق على ألسنتهم ، استراقا لعقولكم و دخولا « 6 » في عيونكم ، و نفثا « 7 » في أسماعكم ) .
در واقع ابليس براى گمراهى مردم ، نخست بر دوش اين گروه از سران سوار مىشوند و به كمك آنها به تودهء مردم حملهور مىگردد . هنگامى كه تسليم شدند با زبان همين سران گمراه مطالب خود را به گوش آنها مىرساند و همهء منابع فهم آنها را اعم از عقل و
هامش
( 5 ) . « يصول » از ريشهء « صولة » به معناى حمله كردن است .
( 6 ) . « دخول » غالبا به معناى ورود در چيزى مىآيد و گاه به معناى مشوش و معيوب ساختن نيز آمده است و جملهء بالا به همين معناست .
( 7 ) . « نفث » در اصل به معناى ريختن مقدار كمى از آب دهان است و از آنجا كه اين كار با كمى دميدن انجام مىگيرد به معناى نفخ ( دميدن ) هم آمده است .