مىروند ) اطاعت نكنيد » ؛ ( و لا تطيعوا الأدعياء « 1 » ) .
بعضى از مفسّران « ادعياء » را به همان معناى اصلى آن ( افراد ناپاكزاده و بىاصل و نسب ) تفسير كردهاند ، در حالى كه بعضى ديگر آن را به معناى منافقان مىدانند ، زيرا نفاق نيز از پستى اصل و نسب و گوهر ذات ريشه مىگيرد . برخى ديگر آن را به معناى فرومايگان دانستهاند .
اين نكته نيز قابل دقت است كه تكبّر و خودبرتربينى كه موضوع اصلى اين خطبه است در بسيارى از اوقات از عقدهء حقارت سرچشمه مىگيرد همانطور كه در حديث امام صادق عليه السّلام آمده است : « ما من رجل تكبّر او تجبّر إلّا لذلّة وجدها في نفسه ؛ هيچكس تكبّر و فخرفروشى نمىكند جز به جهت حقارتى كه در درون وجود خود مىيابد » . « 2 »
در ادامه اين سخن به شرح اوصاف معناى گروه ادعياء پرداخته و مىفرمايد : « همانها كه به موجب صفاى باطن خويش ، آب تيره نفاقشان را نوشيديد و تندرستى خويش را با بيمارى آنها آميختيد و در اعتقاد حق خود ، عقيده باطل آنها را راه داديد » ؛ ( الّذين شربتم بصفوكم كدرهم ، و خلطتم بصحّتكم مرضهم ، و أدخلتم في حقّكم باطلهم ) .
اشاره به اينكه اين منافقان مستكبر ، از حسن نيت شما سوء استفاده كردند و افكار و نيات آلوده و اعمال بيمارگونه و مطالب باطل و بىاساسشان را در روح و جان و اجتماع شما تزريق كردند ؛ بر همهء شما لازم است كه آنها را بشناسيد و حساب خود را از آنها جدا كنيد و اين فاسدان مفسد و افكار و برنامههاى آنها را از جامعه خود بيرون بريزيد . آنگاه امام در توضيح بيشترى مىافزايد : آنها اساس گناه و همنشين نافرمانى و عصيانند ! » ؛ ( و هم أساس الفسوق ، و أحلاس « 3 » العقوق « 4 » ) .
هامش
( 1 ) . « ادعياء » جمع « دعىّ » بر وزن « جلىّ » در اصل به معناى پسرخوانده است ؛ يعنى فرزندى كه از پدر ديگرى است و شخصى كه او را به خود نسبت مىدهد و چون اينگونه افراد گاه اصل و نسب روشنى ندارد و يا فرزند نامشروع هستند ، « دعىّ » به معناى فرومايه ، پست ، بىاصل و نسب و زنازاده نيز آمده است .
( 2 ) . الكافى ، جلد 2 ، صفحهء 312 .
( 3 ) . « احلاس » جمع « حلس » بر وزن « حرص » به معناى پارچهء نازكى است كه روى پشت شتر - مىاندازند و غالبا همراه اوست . سپس به هرچيزى كه ملازم و همراه ديگرى باشد « حلس » گفته مىشود و لذا « احلاس البيوت » به كسانى گفته مىشود كه خانهنشين شده باشند .
( 4 ) . « عقوق » در اصل به معناى چاك زدن و پاره كردن است . سپس اين واژه به مخالفت كردن با پدر و مادر يا ديگران اطلاق شده است و « احلاس العقوق » به معناى كسانى است كه ملازم و همراه سركشى و عصياناند .