الشّيطان لأمرهم ملاكا و اتّخذهم له أشراكا . . . فنظر بأعينهم ، و نطق بألسنتهم ، فركب بهم الزّلل ، و زيّن لهم الخطل ؛ آنها شيطان را اساس كار خود قرار دادند و شيطان نيز آنها را به عنوان دامهاى خويش برگزيد . . . با چشم آنها نگاه كرد و با زبانشان سخن گفت و بر مركبهاى لغزشها سوار نمود و سخنان بيهوده و باطل را در نظرشان زينت بخشيد » .
* * *
نكته رابطهء تكبّر و تعصّب
« تكبّر » به معناى خودبرتربينى و « تعصّب » به معناى وابستگى و غير منطقى به شخص يا چيزى و دفاع بىقيدوشرط از آن است از مادهء « عصب » ( بر وزن غضب ) يعنى رشتههاى مخصوص كه عضلات انسان را به مغز مربوط مىكند و مجموعهء آن « سلسلهء اعصاب » را تشكيل مىدهد .
سپس به گروه و جمعيّتى كه باهم همكارى و همفكرى دارند اطلاق شده و چنين جمعيّتى را « عصبة » ( بر وزن سفره ) مىگويند و واژهء « تعصّب » معمولا به وابستگيهاى غير منطقى و بىقيدوشرط گفته مىشود و سرچشمهء آن غالبا جهل و كوتاه فكرى و خود بزرگبينى است ، زيرا كسى كه مىخواهد بزرگى به خود ببندد سعى مىكند كسانى را كه به او وابستگى دارند يا او به آنها وابستگى دارد بزرگ بشمارد ، نقاط ضعف آنها را نبيند و اگر نقاط قوتى دارند بزرگنمايى كند تا خود از اين طريق بزرگى بفروشد .
اين رذيلهء اخلاقى مخصوصا هنگامى كه در شكل تعصب نژادى و قبيلگى ظاهر شود سرچشمه مفاسد بسيارى است و در طول تاريخ همواره منشأ جنگها و خشونتها و درگيريهاى خونين بوده است .
از تاريخ جاهليّت گرفته تا دنياى امروز هيچيك از آسيبهاى تكبّر و تعصّب در امان