اين بيان مولا هماهنگ با چيزى است كه در بخشى از آية الكرسى در قرآن مجيد آمده است ، آنجا كه مىفرمايد : «
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا يَؤُدُهُ حِفْظُهُما »
تخت حاكميت خداوند آسمانها و زمين را دربر گرفته و حفظ اين دو براى او سنگين و موجب زحمت نيست » . « 1 » و در جايى ديگر بعد از اشاره به آفرينش آسمان و زمين مىفرمايد : «
« وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ »
هرگز به موجب آفرينش آنها خسته نشد » . « 2 »
سپس حضرت در ادامه به بيان اين نكتهء مهم مىپردازد كه نه آفرينش جهان خلقت براى جلب نفع و دفع ضررى بوده ، چون او غنى بالذات است و نه فانى ساختن آنها بعد از آفرينش به جهت ناراحتى و خستگى از وجود آنها بوده است و به اين ترتيب هرگونه نياز را در آفرينش جهان و سپس در فانى ساختن جهان از ذات پاك او نفى مىكند .
در قسمت اوّل به اهداف هفتگانهاى كه معمولا انسانها را براى انجام كارهاى خويش در نظر مىگيرند اشاره كرده و همه را كه از نشانههاى ضعف و نقصان است از او نفى مىكند ، مىفرمايد : « هرگز موجودات جهان را براى استحكام بخشيدن به حكومتش نيافريد ( زيرا او وجودى است نامحدود و بىنياز از هرنظر ) » ؛ ( و لم يكوّنها لتشديد سلطان ) .
« و نه براى ترس از زوال و نقصان » ؛ ( چون او واجب الوجود است و زوال و نقصان در وى راه ندارد ) ؛ ( و لا لخوف من زوال و نقصان ) .
« و نه براى كمك گرفتن از آنها در برابر همتايى برترىجويى ( چرا كه او همتايى ندارد ) » ؛ ( و لا للإستعانة بها على ندّ مكاثر « 3 » ) .
« و نه براى دورى جستن از دشمنى مهاجم ( چون او ضدّ و دشمنى ندارد و همه چيز و
هامش
( 1 ) . بقره ، آيهء 255 .
( 2 ) . احقاف ، آيهء 33 .
( 3 ) . « مكاثر » از « كثرت » به معناى فزونى گرفته شده و « مكاثر » به كسى مىگويند كه فزونطلب و برترىجوى باشد .