بعضى شارحان نهج البلاغه طرح كرده است كه مىگويند : چگونه ممكن است ذات پاك فياض على الاطلاق زمانى باشد كه فيض از آن بروز و ظهور نكند و پاسخ دادهاند كه منظور عدم وجود اشيا بهطور مطلق نيست ، بلكه در مرحلهء ذات خداوند است يعنى موجوداتى بودهاند ؛ اما نه مستقل از او ، بلكه وابستهء به او ( البتّه اين پاسخ چندان قانعكننده نيست ) .
سؤال مهمترى نيز براى ما مطرح است و آن اينكه آنچه را امام دربارهء فناى جهان فرموده چگونه با ظاهر آيات قرآن سازگار است ؟ قرآن در آيات متعددى مىگويد : اين جهان در پايان خراب و ويران مىگردد ؛ نه اينكه به كلى نابود شود ، مىفرمايد :
« إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ »
« 1 »
در جاى ديگر مىفرمايد : «
« يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ »
آن روز كه اين زمين به زمين ديگر و آسمانها به آسمانهاى ديگرى مبدّل مىشوند » . « 2 »
در جاى ديگر مىفرمايد : «
« وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً »
از تو دربارهء كوهها سؤال مىكنند بگو پروردگارم آنها را متلاشى كرده بر باد مىدهد سپس زمين را صاف و هموار مىسازد به گونهاى كه در آن هيچ پستى و بلندى نمىبينند » . « 3 »
اضافه بر اين مىگويد : انسانها روز قيامت از قبرها سر برمىآورند و بسيارى از دانشمندان معتقدند طبق ظواهر آيات و روايات بهشت و جهنم هماكنون آفريده شده و اعمال ماست كه آنها را گسترش مىدهد .
با اين حال چگونه مىتوان گفت در پايان جهان همه چيز نابود مىشود و جز خداوند يگانه و يكتا باقى نمىماند حتى زمان و مكان هم از بين مىرود ؟ ! آنگونه كه در خطبهء بالا
هامش
( 1 ) . تكوير ، آيات 1 - 6 .
( 2 ) . ابراهيم ، آيهء 48 .
( 3 ) . طه ، آيات 105 - 107 .