است ؛ ولى فرار از منفعت چه مفهومى مىتواند داشته باشد ؟
در پاسخ گفتهاند : منظور اين است كه اگر كسى نخواهد وامدار ديگرى گردد تا در برابر خواستههاى او مسئوليتى داشته باشد و به تعبير ديگر از منافع و عطاياى او بگريزد تا ناچار نباشد سر بر فرمان او نهد چنين كارى در مورد خداوند و مهر و قهر او مفهومى ندارد .
قرآن مجيد مىگويد : «
« قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً »
بگو چه كسى مىتواند شما را در برابر ارادهء خدا بازدارد اگر او مصيبت يا رحمتى را براى شما بخواهد » . « 1 »
در اينجا نيز سخن از امتناع از پذيرش رحمت و كيفر الهى است ؛ مىفرمايد : در هر حال شما راهى جز پذيرش نداريد ؛ خواه رحمتى براى شما بخواهد يا مصيبتى در برابر رحمت او به هرحال وامدار خواهيد بود .
سرانجام اين فراز از خطبه با تأكيد بر يگانگى ذات پاك پروردگار پايان مىگيرد ، حضرت مىفرمايد : « نه مانندى دارد تا همتاى او گردد و نه نظير و شبيهى براى او متصور است تا با او مساوى شود » ؛ ( و لا كفء له فيكافئه ، و لا نظير له فيساويه ) .
بارها گفتهايم ، ذات پاك خداوند از هرنظر نامحدود است . بديهى است دوگانگى در وجود نامحدود امكان ندارد ، زيرا تعدّد هميشه همراه با محدوديت است ، چون هريك از آن دو فاقد وجود ديگرى است و يا به تعبير ديگر مرز هركدام به ديگرى كه مىرسد نقطهء پايان آن است و اين امر با نامحدود بودن ذات پروردگار او سازگار نيست .
جالب اينكه اين فراز از توحيد شروع مىشود و بعد از ذكر مجموعهاى از صفات ذات و صفات افعال با تأكيد بر توحيد پايان مىگيرد .
* * *
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيهء 17 .