مجذوب آن شود و تبديل به دود و بخار گردد از سوى ديگر حركت دورانى بر گرد يك مركز سبب فرار آن جسم از مركز مىشود كه آن را نيروى گريز از مركز مىنامند و هرچه قدر حركت سريعتر باشد نيروى گريز از مركز بيشتر است ، لذا هنگامى كه قلاب سنگ را به دور دست بهطور سريع به گردش در مىآورند ناگهان آن را رها مىكنند به شدت به نقطه دور پرتاب مىشود .
حال براى اينكه زمين ميليونها سال در مدار خود به صورت يكنواخت گردش كند تنها راه اين است كه نيروى جاذبه كه تناسب با جسم زمين و خورشيد دارد با نيروى دافعه كه بر اثر حركت و گريز از مركز حاصل مىشود كاملا مساوى باشد ؛ حتى اگر كمى فاصله زيادتر و يا كمتر گردد و يا كمى حركت كندتر و يا سريعتر شود اين معادله دقيق بر هم مىخورد و زمين در فضا سرگردان مىشود و يا به سوى خورشيد جذب مىگردد .
اكنون اين سؤال باقى مىماند كه اين تعبيرهاى مختلف براى چيست ؟
بعضى از شارحان نهج البلاغه آنها را از قبيل عطف تفسيرى دانستهاند ؛ ولى به نظر مىرسد مولا امير مؤمنان على عليه السّلام هريك از اينها را در معناى خاصى به كار برده تا همهء جوانب مطلب را روشن سازد . توضيح اينكه هنگامى كه بخواهند چيزى را ثابت قرار دهند نخست قرارگاهى مىخواهد كه بر آن تكيه كند ، سپس احتياج به پايههاى زيرين و بعد از آن ستونهاى محكم و قوى دارد . امام عليه السّلام مىفرمايد : خدا زمين را ثابت نگهداشته بىآنكه نيازى به يكى از اين امور سهگانه داشته باشد . در فضاى بىكران با نرمى شنا مىكند و بدون تكيهگاه و ستون در يك حال ثابت است .
در جملهء بعد فرمود : خداوند زمين را از اود و اعوجاج و تهافت و انفراج بازداشت كه هر كدام از اين چهار واژه معناى خاص خود دارد . « اود » اشاره به سنگينى و فشارى است كه گاه موجب كجى ( اعوجاج ) و گاه موجب فروريختن ( تهافت ) و يا شكاف ( انفراج ) در بنا مىشود . خداوند زمين را از همه اينها حفظ كرد .
سپس در ادامهء اين سخن به بعضى ديگر از عجايب و شگفتيهاى زمين و تدبيرهاى
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٣