تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
گاه گفته مىشود : اين جمله كنايه از واجب الوجود بودن خداوند است ، زيرا ذاتى كه واجب الوجود است هميشه بوده است و خواهد بود و بر عدم غلبه دارد و هرگز « عدم » بر ذات پاك او عارض نمىشود . جملهء « و الإبتداء أزله » ( ازليّت خداوند بر ابتدا پيشى گرفت ) اشاره به اين است كه ذات ازلى و ابدى او برتر از اين است كه آغاز و ابتدايى داشته باشد . سپس امام عليه السّلام به بيان اوصاف ديگرى مىپردازد كه هريك از ديگرى مهم‌تر است ، مىفرمايد : « به سبب آفرينش حواس ( براى مخلوقات ) معلوم شد كه او از داشتن حواس پيراسته است » ؛ ( بتشعيره « 1 » المشاعر عرف أن لا مشعر له ) ، زيرا وجود حواس از لوازم مخلوقات امكانيه است و واجب الوجود از آن منزه است . افزون بر اين ، حواس از عوارض موجودات است و عرض و معروض دو چيز مختلفند حال آنكه مىدانيم تركيب در ذات خداوند راه ندارد . به تعبير ديگر خداوند با آفرينش حواس به بندگانش نشان داد كه احساس و حواس امورى عارضى هستند و جداى از ذات اشيا . بندگان نيز از اينجا فهميدند كه او داراى حواس نيست ، چون ذاتش محل عوارض نيست . در ادامه مىافزايد : « با آفرينش اشياى متضاد معلوم شد كه ضدى براى او نيست و با قرين ساختن موجودات به يكديگر روشن شد كه قرين و همتايى ندارد » ؛ ( و بمضادّته بين الأمور عرف أن لا ضدّ له ، و بمقارنته بين الأشياء عرف أن لا قرين له ) . تفسير اين سخن ، آن است كه دو موجود متضاد ، به يقين هردو محدود و داراى دو حالت مختلفند ، در حالى كه ذات خداوندى نه محدوديت دارد و نه چيزى بر او عارض مىشود ؛ همچنين دو موجود قرين يكديگر هردو محدودند و داراى عوار مشابه ، در حالى كه ذات پاك او از هرنظر نامحدود و عارى از عوارض است .
هامش
( 1 ) . « تشعير » از « شعور » به معناى آگاهى يافتن و دانستن و در كارى ، دقيق و باريك شدن است ؛ ولى در اينجا ؛ يعنى دانستن چيزى از طريق حواس .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 196 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي