قرآن مجيد مىگويد : «
« يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ »
اى مردم شما همگى نيازمند خداوند هستيد و تنها خداوند است كه بىنياز و شايستهء ستايش است » . « 1 »
در ادامهء بيان اين اوصاف مىفرمايد : « نه زمانها با او قرين است و نه ابزار و وسايل از او حمايت مىكند ( بلكه ) وجودش بر زمان پيشى گرفته ، و بر عدم سبقت جسته و ازليّتش بر آغاز مقدّم بوده است » ؛ ( لا تصحبه الأوقات ، و لا ترفده « 2 » الأدوات ؛ سبق الأوقات كونه ، و العدم وجوده ، و الإبتداء أزله ) .
جملهء « لا تصحبه الأوقات . . . » اشاره به اين است كه زمان ، امرى حادث است و خداوندى كه ذاتش ازلى و ابدى است قرين با حوادث نبوده و نخواهد بود و آلات و ابزار و ادوات ، معين و ياور و حامى او نبوده است .
تفاوت اين جمله با جملهء « فاعل لا باضطراب آلة » ممكن است از اين نظر باشد كه در جملهء سابق سخن از افعال خدا بود كه نياز به آلات و ابزارى ندارد و اين جمله اشاره به اين است كه در بقايش كمك از ابزار و ادواتى نمىگيرد .
و جملههاى سهگانه « سبق الأوقات كونه . . . » در واقع ، شرحى است براى جملهء « لا تصحبه الأوقات » چون هنگامى كه پذيرفتيم هستى او برتر از زمان و مكان است نتيجه مىگيريم كه وجود او بر زمان پيشى گرفته و هستى او بر عدم سبقت جسته و ازليت او بر هرآغازى مقدم بوده است .
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه امام مىفرمايد : وجود خداوند بر عدم سبقت گرفت در حالى كه « عدم » چيزى نيست كه وجود خداوند بر آن سبقت گيرد .
در پاسخ اين سؤال مىتوان گفت كه مقصود از عدم ، عدم مخلوقات است ؛ يعنى آن هنگام كه هيچيك از اين كائنات موجود نشده بود خداوند وجود داشت .
هامش
( 1 ) . فاطر ، آيهء 15 .
( 2 ) . « ترفده » از ريشهء « رفد » بر وزن « رفت » به معناى كمك كردن آمده است .