آرى ، اين موجود ضعيف و ناتوان به قدرى هوشيار است كه راه و رسم زندگى خود را به خوبى مىداند ، با اين دست و پاى كوچك كوه و دشت و بيابان و درختها را جولانگاه خود قرار مىدهد و آن دسته از مواد غذايى كه با مزاج او سازگار است از ميان مواد مختلف بر مىگزيند و دانههاى غذايى را از راههاى دور و نزديك به لانهء خود مىبرد ؛ دانههايى را انتخاب مىكند كه از پيچوخم لانه بگذرد و مشكلى براى عبور و مرور ساير همنوعانش ايجاد نكند . دانهها را در جايگاه مخصوص جاى مىدهد به گونهاى كه فاسد نشود . در فصل تابستان با يك الهام درونى بىآن كه زمستان را ديده باشد - يعنى متولّد همان سال باشد - پيشبينى ايّامى را كه برف و باران سراسر روى زمين را گرفته و جمعآورى روزى را بر او غير ممكن ساخته مىكند و درست به اندازهء نيازش با دورانديشى مواد غذايى را ذخيره مىسازد .
در ادامه مىافزايد : « روزيش ( از سوى خدا ) تضمين شده و خوراك موافق طبعش در اختيار او قرار گرفته ، خداوند منّان هرگز از او غافل نمىشود ، و پروردگار مدبّر محرومش نمىسازد ، هرچند در دل سنگى سخت و خشك و در ميان صخرهاى فاقد رطوبت باشد » ؛ ( مكفول برزقها ، مرزوقة بوفقها ؛ لا يغفلها المنّان ، و لا يحرمها الدّيّان « 5 » ، و لو في الصّفا « 6 » اليابس ، و الحجر الجامس ! « 7 » ) .
اشاره به اينكه خداوند منان اين موجودات كوچك را كه در دشتها و بيابانها و كوهها زندگى مىكنند از نظر لطفش دور نداشته هرغذايى كه موافق طبع آنهاست در اختيارشان قرار داده است ، حتى اگر در دل سنگ سخت و خشكى زندگى كنند غذا و رطوبت لازم را هرچند از طريق هوا باشد براى آنها فراهم مىكند و با الهام درونى آنها را
هامش
( 5 ) . « ديّان » به معناى پاداشدهنده و داور حاكم و مدبّر است .
( 6 ) . « صفا » به معناى تختهء سنگ سخت و صاف است .
( 7 ) . « جامس » يعنى خشكيده .