تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
است » ؛ ( ألا ينظرون إلى صغير ما خلق ، كيف أحكم خلقه ، و أتقن تركيبه ، و فلق له السّمع و البصر ، و سوّى « 1 » له العظم و البشر « 2 » ! ) . در اينجا امام عليه السّلام به امور ششگانه‌اى دربارهء حيوانات و حشرات بسيار كوچك اشاره مىكند ؛ آفرينش مستحكم ، تركيب صحيح ، دارا بودن گوش و چشم و نظم خاص استخوان و پوست . آرى در عين كوچكى ، همهء اعضا و ابزار مورد نياز در اختيار آنهاست و آنچه را خداوند به حيوان عظيمى همچون فيل و كرگدن داده ، به آنها نيز به نسبت اندام و نيازشان بخشيده است و به يقين آفرينش اين موجودات كوچك به جهت ظرافت و دقت عجيبى كه در آنها به كار رفته از آفرينش موجودات عظيم مهمتر است . آن‌گاه امام وارد مرحلهء دقيق‌ترى مىشود و از ميان موجودات كوچك به شرح بسيار جالبى دربارهء دو مخلوق صغير كه غالبا انسانها دربارهء آفرينش آن دو نمىانديشند مىپردازد ؛ نخست دربارهء مورچه چنين مىفرمايد : « به اين مورچه نگاه كنيد با آن جثهء كوچك و اندام ظريفش كه از كوچكى درست ، با چشم ديده نمىشود و در انديشه نمىگنجد » ؛ ( انظروا إلى النّملة في صغر جثّتها ، و لطافة هيئتها ، لا تكاد تنال بلحظ البصر ، و لا بمستدرك الفكر ) . سپس مىافزايد : « ولى با اين حال چگونه روى زمين ( ناهموار و پرسنگلاخ ) راه مىرود و به روزيش دست مىيابد ، دانه‌ها را ( از راه‌هاى دور و نزديك ) به لانه‌اش منتقل مىكند و در جايگاه مخصوص نگهدارى مىنمايد . در فصل گرما براى سرما و به هنگام توانايى براى روز ناتوانى ذخيره مىكند » ؛ ( كيف دبّت على أرضها ، و صبّت على رزقها ، تنقل الحبّة إلى حجرها ، و تعدّها في مستقرّها . تجمع في حرّها لبردها ، و في وردها « 3 » لصدرها « 4 » ) .
هامش
( 1 ) . « سوّى » از ريشهء « تسويه » به معناى نظام بخشيدن و مرتّب نمودن است . ( 2 ) . « بشر » جمع « بشرة » يعنى ظاهر پوست تن و به معناى انسان نيز مىآيد . ( 3 ) . « ورد » به معناى عطش و نيز آبگاه است و در اينجا كنايه از امكان و توانايى است . ( 4 ) . « صدر » يعنى بازگشت از آبگاه و در اينجا كنايه از ناتوانى و فقدان است .