« مُبْصِرُونَ »
آنها كه تقوا پيشه كنند هنگامى كه وسوسهاى از شيطان به آنها مىرسد به ياد خدا مىافتند و بينا مىشوند ( و راه نجات را پيدا مىكنند ) » . « 1 »
اينكه ملاحظه مىشود امام عليه السّلام از ميان همهء اعمال واجب و مستحب بر ذكر زبانى تكيه كرده به جهت آن است كه ذكر با زبان ، مايهء بيدارى دل است و اين بيدارى سرچشمهء اصلى حركت به سوى خير و سعادت است . افزون بر اين اگر زبان در اختيار ذكر خدا قرار نگيرد در اختيار شيطان قرار خواهد گرفت و مىدانيم كه بخش مهمّى از گناهان كبيره با زبان انجام مىشود .
اين نكته نيز حائز اهميّت است كه توجه به نعمتها و شكر منعم در برابر نعمتها ، پايهء اصلى معرفة الله است همانگونه كه در علم عقايد آمده است .
* * *
نكتهها
1 . يكسان بودن حكم خدا در اولين و آخرين
از نكات مهمى كه در اين بخش از خطبه ، امام بر روى آن تأكيد مىكند يكسان بودن اصول احكام الهى در ميان همهء اقوام و ملل و گذشتگان و مردم امروز و فرداست .
توضيح اين كه تاريخ بشر در گذشته و حال شاهد و ناظر انواع تبعيضها در ميان اقوام و ملل در وضع قوانين و احكام عرفى بوده است ؛ گروهى به جهت رنگ پوست و گروه ديگرى به موجب طبقهء اجتماعى خاص خود ، احكام متفاوتى با ديگران داشتند و در واقع خون سفيدپوستان رنگينتر از رنگينپوستان بوده و طبقهء اشراف از نظر قوانين ، امتيازات ويژهاى بر ديگران داشتند .
اسلام آمد و با شعار معروف مساوات نژادها و رنگها و قوميتها خط بطلان بر امتيازات
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 201 .