ميان بندگان ) كامل ساخت و دين و آيينش را با آن به حدّ كمال رساند » ؛ ( أتمّ نوره ، و أكمل به دينه ) .
منظور از نور در اينجا همان فيض الهى است كه از طريق قرآن به بندگان رسيده و تعبير « أكمل به دينه » اشاره به آيهء
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ »
« 1 » است كه با نزول قرآن و پيام ولايت ، دين كامل شد .
امام عليه السّلام در ادامهء سخن به بيان جامعيّت احكام اسلام و قرآن پرداخته ، مىفرمايد :
« خداوند پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله را در حالى از اين جهان برد كه احكام هدايت قرآن را به خلق ، رسانده بود ( و حلال و حرام را بهطور كامل براى همگان تبيين نمود ) » ؛ ( و قبض نبيّه - صلّى اللّه عليه و آله - و قد فرغ إلى الخلق من أحكام الهدى به ) .
سپس چنين نتيجهگيرى مىكند ؛ « حال كه چنين است خدا را آنگونه بزرگ بشماريد كه خود ( در قرآن ) بيان كرده است » ؛ ( فعظّموا منه سبحانه ما عظّم من نفسه ) .
اشاره به اينكه از پيش خود صفاتى براى خدا قرار ندهيد و در مقام عبادت و نيايش و تعظيم و تقديس پروردگار از خود چيزى اختراع نكنيد بلكه در همهء اين امور تابع هدايتها و دستورهاى او باشيد كه در قرآن آمده است ( اين تعبير ممكن است اشاره به توقيفى بودن صفات خدا و تعبّدى بودن عبادات باشد ) .
سپس به بيان علّت اين موضوع مىپردازد و مىفرمايد : « چنانكه خداوند چيزى از دينش را بر شما پنهان نكرده است ، و هيچ مطلبى را كه سبب رضايت او يا ناخشنوديش باشد وانگذاشته ، جز اينكه ( در قرآن ) نشانهاى آشكار و آيهاى محكم و روشن براى آن قرار داده است كه از آن بازمىدارد يا به سوى آن دعوت مىكند » ؛ ( فإنّه لم يخف عنكم شيئا من دينه ، و لم يترك شيئا رضيه أو كرهه إلّا و جعل له علما باديا « 2 » ، و آية
هامش
( 1 ) . مائده ، آيهء 3 .
( 2 ) . « بادى » از ريشهء « به دو » بر وزن « جبر » به معناى آشكار شدن گرفته شده و جنبه وصفى دارد و به معناى آشكار و نمايان است .