مثلا محصول صدها سال از امكانات مادى در يك شهر با يك زلزله كه گاه ده ثانيه بيشتر به طول نمىانجامد نابود مىشود . آرى ، تكانى مىخورند و موقتا بيدار مىشوند و باز در خواب غفلت فرو مىروند .
سپس در ادامهء اين سخن به نكتهء دوّم مىپردازد و به صورت يك قانون كلى مىفرمايد : « به خدا سوگند ! هرگز ملتى كه در ناز و نعمت مىزيستند نعمتشان زوال نيافت ، مگر بر اثر گناهانى كه مرتكب شدند ؛ زيرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمىدارد » ( و ايم اللّه ، ما كان قوم قطّ في غضّ « 1 » نعمة من عيش فزال عنهم إلّا بذنوب اجترحوها « 2 » ، ل
أنّ اللّه ليس بظلّام للعبيد
) .
در واقع اين سخن بر گرفته از آيات قرآن است ؛ آن جا كه مىفرمايد : «
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
؛ خداوند نعمتهاى هيچ قوم و ملتى را تغيير نمىدهد ، مگر آن كه آنها آن چه را مربوط به خودشان است ، تغيير دهند » . « 3 » و نيز مىفرمايد : «
« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ »
؛ اگر اهل شهرها و آبادىها ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند بركات آسمانها و زمين را بر آنها مىگشوديم ولى آنها ( حق را ) تكذيب كردند ما نيز آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم » . « 4 » به يقين نعمتهاى الهى بر حسب شايستگىها و لياقتها در ميان بندگان تقسيم مىشود ؛ لذا پاكان و صالحان شايستهء آنند نه گنهكاران آلوده .
هامش
( 1 ) « غض » به معناى تر و تازه است .
( 2 ) « اجترحوا » از مادهء « جرح » به معناى جراحت و اثرى است كه بر اثر آسيبها به بدن مىرسد و « اجتراح » به معناى انجام دادن گناه آمده : گويى انسان به وسيله آن خود را مجروح مىسازد و گاه اين معنا توسعه داده شده و در هر گونه كسب و اكتساب نيز استعمال مىشود .
( 3 ) رعد ، آيهء 11 .
( 4 ) اعراف ، آيهء 96 .