عام بيان كرده بود ، براى اصحاب و ياران و مخاطبان تطبيق مىفرمايد : « من از اين مىترسم كه شما در جهالت و غفلت فرو رويد ( همچون دوران فترت جاهليّت ) ؛ زيرا امورى بر شما گذشت كه در آن ، تمايلاتى پيدا كرديد كه از نظر من پسنديده نبود ؛ ولى اگر امور شما به مسير اصلى باز گردد ( و مسلمانان ناخالص و هوشيار باشيد ) سعادتمند خواهيد شد » ( و إنّي لأخشى عليكم أن تكونوا في فترة « 1 » . و قد كانت أمور مضت ملتم فيها ميلة ، كنتم فيها عندي غير محمودين ، و لئن ردّ عليكم أمركم إنّكم لسعداء ) .
و سرانجام مىفرمايد : « وظيفهء من جز تلاش و كوشش ( براى بازگشت شما به راه راست ) نيست و اگر بخواهم گفتنىها را مىگويم ( و كوتاهىهاى شما را در گذشته بر شمرم ؛ ولى به دليل مصالحى صرف نظر مىكنم ؛ فقط مىگويم ) خداوند گذشته را ( بر شما ) ببخشد » ( و ما عليّ إلّا الجهد ، و لو أشاء أن اقول لقلت : عفا اللّه عمّا سلف ! ) .
در اين كه منظور امام عليه السّلام از اشارهء سربستهاى كه به بعضى از انحرافات آنها مىكند ، چيست ؟ جمعى معتقدند : اشاره به ماجراى عثمان و حكومت اوست كه در شوراى شش نفرهء عمر ، ظالمانه ، حكومت را از لايقترين افراد ( على عليه السّلام ) به كسى كه هيچ گونه شايستگى اين كار را نداشت - و حوادث بعد اين حقيقت را اثبات كرد - سپردند و شما هم بر آن صحّه گذاشتيد و ورود خطبه را بعد از قتل عثمان و در اوايل خلافت امام عليه السّلام شاهد اين معنا دانستهاند .
ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به تمام دوران خلفاى پيشين و حوادث دردناكى باشد كه در امر خلافت به وقوع پيوست .
هامش
( 1 ) « فترة » در اصل به معناى توقف و ضعف و ناتوانى است و به همين جهت به فاصلهء ميان دو برنامه كه كارها متوقف مىشود اطلاق شده و از آن جا كه فترت گاه آميخته با غفلت و جهل است در اين معنا نيز استعمال شده است .