آرى ، در تمام پهنهء هستى نه چيزى از كليات بر او مخفى است ؛ نه چيزى از جزئيات ايمان به چنين خدايى براى تربيت انسان كافى است . آرى ، كافى است كه بداند عالم ، محضر خداست و اسرار درون و برون ما بر او آشكار است . به همين دليل در قرآن مجيد مىخوانيم : « اگر تمام درختان ، قلم شوند و هفت اقيانوس ديگر بر آنها اضافه شود ( اينها همه پايان مىيابد ؛ ولى ) كلمات خدا پايان نمىگيرد » . « 1 » سپس امام عليه السّلام در ادامهء اين سخن گواهى به وحدانيّت معبود يگانه مىدهد ؛ چرا كه تنها چنين خدايى شايستهء عبوديت است ؛ نه غير او ؛ عرضه مىدارد : « گواهى مىدهم كه جز اللّه معبودى نيست و همتايى براى او وجود ندارد ؛ نه شك و ترديد در هستى او راه دارد ، و نه كفر در دين و آيينش و نه مىتوان خلقتش را انكار كرد » ( و أشهد أن لا إله إلّا اللّه غير معدول « 2 » به ، و لا مشكوك فيه ، و لا مكفور دينه ، و لا مجحود تكوينه ) .
به اين ترتيب ، امام عليه السّلام هر گونه شرك و شك كفر به آيات تكوينى و تشريعى را نفى مىفرمايد . به تعبير ديگر ، نخست هر گونه شبيه و همتا را از ذات پروردگارش نفى مىكند ؛ سپس شك در ذات مقدّس او و بعد به افعال تشريعى و تكوينى خداوند مىپردازد و تصريح مىكند كه نه در دين و آيين او جايى براى اين كار است و نه در خالقيت و ربوبيت او در جهان آفرينش .
آن گاه مىافزايد : « شهادت كسى كه نيّتش راست ، درونش پاك ، يقينش خالص ، و ميزان عملش ( با ايمان و اعمال صالح ) سنگين است » ( شهادة من صدقت نيّته ، وصفت « 3 » دخلته « 4 » و خلص يقينه ، و ثقلت موازينه ) .
هامش
( 1 ) لقمان ، آيهء 27 .
( 2 ) « معدول » از مادهء « عدل » ( بر وزن علم ) به معناى شبيه و همتا گرفته شده است .
( 3 ) از مادهء « صفا » به معناى پاكى گرفته شده است .
( 4 ) « دخله » به معناى باطن و درون چيزى است .