تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
و همچنين مكان ، لازمهء محدوديت وجود است ، آن ذاتى كه نامحدود است همه جا حاضر است و در عين حال ، نيازى به مكان ندارد . نيز ذات و صفاتش در وصف ما نمىگنجد ؛ چرا كه ما محدوديم و ذات و صفاتش نامحدود و اگر تا پايان عمر از كمالات او سخن بگوييم ناچاريم در پايان كار اعتراف كنيم :
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر * ما همچنان در اوّل وصف تو مانده‌ايم
آرى ، تنها او مىتواند در وصف و صفات خود را بيان كند ؛ آن گونه كه در حديث آمده است : « لا أبلغ مدحك و الثّناء عليك أنت كما اثنيت على نفسك ؛ من هرگز نمىتوانم به مرحله مدح و ثناى تو برسم تو همان گونه هستى كه خودت ثناى خويش را گفته‌اى » . « 1 » سپس به شرح جالبى از پنجمين وصف يعنى علم نامحدود او مىپردازد و ضمن اين كه آگاهى او را بر همه چيز بيان مىكند ، انگشت روى هفت موضوع كه كاملا از نظر ديگران پنهان است مىگذارد و بر علم و آگاهى خدا نسبت به آن‌ها تأكيد مىكند و مىفرمايد : « نه تعداد قطره‌هاى آب‌ها بر او پنهان مىماند ، نه عدد ستارگان آسمان ، نه شماره ذرات خاك كه همراه بادها در هوا به پرواز در مىآيد ؛ نه حركات مورچگان بر سنگ‌هاى سخت و نه استراحت‌گاه مورچه‌هاى ريز در شب‌هاى تار ، و نيز از محل ريزش برگ‌ها و حركات پنهان چشم‌ها آگاه است » ( و لا يعزب « 2 » عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السّماء ، و لا سوافي « 3 » الرّيح في الهواء ، و لا دبيب « 4 » النّمل على الصّفا « 5 » ، و لا مقيل « 6 »
هامش
( 1 ) اين بخش از مناجاتى است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در دل شب به هنگام سجده بيان مىفرمود . اصول كافى ، جلد 3 ، صفحهء 324 ( حديث 12 ) . ( 2 ) « يعزب » از مادهء « عزوب » ( بر وزن غروب ) به معناى دور شدن و پنهان گشتن است . و به همين مناسبت به مردان و يا زنانى كه همسر ندارند و يا از همسر خود دورند « عزب » گفته مىشود . ( 3 ) « سوافى » جمع « سافيه » به معناى تندباد است . ( 4 ) « دبيب » به معناى راه رفتن آهسته است . ( 5 ) « صفا » جمع « صفاة » ( بر وزن وفا ) به معناى تخته سنگ صاف است . ( 6 ) « مقيل » از مادهء « قيلوله » به معناى خواب نيم روز گرفته و چون « مقيل » اسم مكان است ، به معناى محل استراحت و خواب در ميان روز مىباشد .