اين بيان كه كوهها ميخهاى زميناند ، از قرآن مجيد اقتباس شده كه در مورد كوهها مىفرمايد :
« وَ الْجِبالَ أَوْتاداً »
. « 1 » گاه تصور مىشود كه حجم بزرگترين كوههاى زمين در برابر كرهء خاكى به قدرى كم است كه اطلاق ميخ بر آن شايد مناسب نباشد ؛ ولى با توجّه به اين كه كوههاى عظيم ، ريشه در اعماق زمين دارد و در بسيارى از موارد ، اين ريشهها به هم پيوسته است و همچون زرهى زمين را در بر گرفته و جلوى فشارهاى درونى و بيرونى را - كه از جاذبه و جذر و مد ماه بر مىخيزد - مىگيرد . كوهها به منزلهء ميخهايى محسوب مىشوند كه قطعات يك دريا وسيلهء ديگر را از جدا شدن باز مىدارند .
اما اين كه مىفرمايد : « تكيهگاه مطمئنى براى خلق خدا مىباشد » به دليل اين است كه كوهها بادهاى سخت و عظيم را در هم مىشكند و مانع توفانهاى شن و سيلابهاى خطرناك مىشود ؛ افزون بر آن بسيارى از چشمهها و رودخانهها از كوهها سرازير مىشود و مركز بسيارى از معادن مفيد و سودمند است و نيز گاه ، قلعهها و خانههاى محكم در آن ساخته مىشود . در مناطقى كه در معرض جريان سيل است ، غالبا خانهها را روى كوهها مىسازند تا از خطر در امان بماند .
اكنون ببينيم اين مقدمهء دعا و ثنا به كجا منتهى مىشود و امام عليه السّلام از خدا در ذيل آن چه مىطلبد ؟ عرضه مىدارد : « ( بار الها ! ) اگر ما را بر دشمن پيروز ساختى از ستمگرى بر كنار دار و بر راه حق استوار فرما و اگر آنها را بر ما غلبه دادى ، شهادت را نصيب ما كن و از فتنه ، دورمان دار » ( إن أظهرتنا على عدوّنا ، فجنّبنا البغي و سدّدنا للحقّ ؛ و إن أظهرتهم علينا فارزقنا الشّهادة ، و اعصمنا من الفتنة ) .
امام عليه السّلام در اين دعاى پر معنا نخست به اين حقيقت اشاره مىكند كه در ميدان نبرد ، در فرض پيروزى بسيارىاند كه از مسير عدالت خارج مىشوند و ظلم و ستمهاى ناروا بر دشمن روا مىدارند ؛ از اين رو از خدا مىخواهد كه در صورت پيروزى از اين كار خلاف دور
هامش
( 1 ) نبأ ، آيهء 7 .