زمين است ؛ يعنى لايهء هوايى كه به قطر حدود دويست كيلومتر گرداگرد زمين را گرفته و همچون سقفى آن را در برابر اشعهء مرگبار كيهانى و سنگهاى سرگردان آسمانى حفظ مىكند . « 1 » ولى تفسير اوّل ، مناسبتر است ؛ بنابر اين « سقف مرفوع » محلّ ستارگان عالم بالاست كه از پايين به صورت سقفى در نظر زمينيان مجسّم مىشود و مفهوم « مجرى الشمس و القمر . . . » به همين معناست .
و « جوّ مكفوف » قشر هواى محيط بر زمين است كه محل پيدايش شب و روز مىباشد ( شب كه سايهء زمين است در همين « جوّ مكفوف » ظاهر مىشود و همچنين روز كه محلّ تابش آفتاب است ) .
تعبير به « مختلفا للنجوم السيّارة » ممكن است اشاره به تمام ستارگان آسمان باشد كه در اين فضاى بىكران در رفت و آمدند ؛ هر شب از افق مشرق طلوع و در افق مغرب غروب مىكنند ؛ ولى اگر « النجوم السيّارة » اشاره به همان سيارات پنج گانهء معروف منظومهء شمسى باشد تعبير به « مختلفا » اشاره به حركت مخصوص آنها در آسمان است ؛ گويا اين گونه به نظر مىرسد كه مقدارى پيش مىروند ، كمى بر مىگردند و دوباره پيش مىروند ( هر چند در واقع چنين نيست ) .
ضمنا كلام مزبور همچنين تعبيرات قرآن مجيد با دانش ستاره شناسى امروز هماهنگ است و هيئت بطليموس را نفى مىكند ؛ چرا كه مجراى شمس و قمر بودن به اين معناست كه اين دو كره ، مستقلا در آسمان در حركتند و همچنين ستارگان ؛ نه اين كه در افلاك بلورين ميخكوب شده و همراه فلك مىچرخند .
سپس به زمين و موجودات زندهء آن اشاره كرده ، مىفرمايد : « اى پروردگار اين زمين كه آن را قرارگاه انسانها و جاى رفت و آمد حشرات و چهار پايان و آن چه به شمار در نمىآيد از جانورانى كه به چشم مىآيند و آنها كه ديده نمىشوند ، قراردادى » ( و ربّ
هامش
( 1 ) شرح اين مطلب را در تفسير نمونه ، جلد 13 ، ذيل آيهء 32 سورهء انبيا نوشتهايم .