بماند ؛ ثانيا بسيارند كسانى كه پيروزى را براى خودكامگى و هوسرانى و سلطهء بر خلق مىخواهند . امام عليه السّلام عرضه مىدارد : خداوندا ، به ما توفيق ده كه پيروزى را براى اقامهء حق و عدل بخواهيم ؛ ثالثا در فرض غلبهء دشمن ، از خدا شهادت مىطلبد و بر كنار ماندن از فتنه را .
واژهء « فتنه » در اينجا ممكن است اشاره به موضوع امتحان باشد ؛ چرا كه ميدان نبرد يكى از ميدانهاى بزرگ امتحان است و انسان بايد از خدا بخواهد در اين ميدان پايش نلغزد ؛ زيرا آن كس كه به حقانيت خويش معتقد است ، هرگاه گرفتار شكستى شود ممكن است بر بخت و اقبال خود خشمگين گردد و در برابر پروردگار زبان به شكوه بگشايد و اين شكستى ديگر است در ميدان امتحان .
* * * سپس امام عليه السّلام به دنبال دعاهاى پر معناى خود اصحاب و يارانش را با عباراتى مهيج و پر نفوذ به مقابله با دشمن دعوت مىكند ، مىفرمايد : « كجايند آنها كه در برابر دشمن و حوادث سخت مىايستند و افتخاراتشان را حفظ مىكنند و كجايند آن مردان غيورى كه به هنگام نزول مشكلات به پاسدارى ( از عقيده و كشور خود ) مىپردازند ؟ » ( أين المانع للذّمار « 1 » ، و الغائر « 2 » عند نزول الحقائق « 3 » من أهل الحفاظ ! « 4 » ) .
و سرانجام پيشتازان را با اين عبارت تشويق و فرار كنندگان را توبيخ و تهديد مىكند ؛ مىفرمايد : « ( بدانيد ) ننگ و عار پشت سر شماست و بهشت پيش رويتان ! » ( العار
هامش
( 1 ) « ذمار » به معناى چيزى است كه حفظ آن بر انسان لازم است ؛ مانند خانواده و نواميس و وطن ، از مادهء « ذمر » ( بر وزن رمل ) به معناى برانگيختن همراه با سرزنش گرفته شده است و از آن جا كه اگر در حفظ ناموس و خانواده و وطن كوتاهى شود ، انسان مستحقّ هرگونه سرزنش و ملامت است ، واژهء ذمار در آن معنا كه گفتيم به كار گرفته است .
( 2 ) « غائر » به معناى غيرتمند است .
( 3 ) « حقايق » جمع « حقيقت » در اين جا اشاره به حوادث سختى است كه به انسان يا كشور و جامعه روى مىآورد .
( 4 ) « حفاظ » از مادهء « حفظ » در اين جا به معناى وفادارى و نگهدارى عهد و پيمان است .