دوّمى براى او تصور مىشود اما وجود ندارد ؛ حال آن كه براى ذات خداوند دوّمى تصور نمىشود . مگر ذاتى كه از هر جهت نامحدود است تعدد در آن تصور مىشود ؟ اگر تعددى تصور شود مفهومش اين است كه هر دو محدودند . بنابر اين توحيد ذات پروردگار به معناى وحدت عددى نيست ؛ بلكه به معناى يكتايى از نظر شبيه و مانند است ؛ نه در ذهن و نه در خارج .
و هنگامى كه مىگوييم او خالق و آفريننده است ، ممكن است اين توهم براى بعضى پيدا شود كه او براى خلقت موجودات آستين بالا مىزند و از اين جا به آن جا مىرود و زحمت مىكشد تا به مقصود خود برسد ؛ آن گونه كه ما در مورد مصنوعات خود انجام مىدهيم ؛ نه ، او چنان است كه وقتى اراده كند موجودى كوچك يا جهانى عظيم ايجاد شود ، فرمان مىدهد : « موجود باش » آن هم فورا موجود مىشود ،
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ »
. « 1 » سپس هشتمين و نهمين وصف را چنين بيان مىكند ، « او شنواست ؛ ولى نه با استفاده از ابزار شنوايى و بيناست ؛ نه به وسيله باز و بسته كردن پلكها » ( و السّميع لا بأداة ، و البصير لا بتفريق آلة ) .
اين توضيحات امام عليه السّلام به علت اين است كه وقتى از بينايى و شنوايى و صفات ديگرى همانند آنها به ميان مىآيد ، فورا ذهن ما متوجه بينايى و شنوايى خودمان مىشود كه با ابزار و آلاتى مانند گوش و كرهء چشم با آن ساختمانهاى مخصوصشان مىشنود ، در حالى كه بينايى و شنوايى او با آلات و ابزار ممكن نيست ؛ بلكه با حضور ذاتش در همه جا و در ظاهر و باطن همه اشياست .
تعبير « لا تفريق آلة » ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه انسان براى ديدن يك منظرهء كامل - مثلا از يك خانه - بايد چشم خود را متوجه نقاط مختلف آن خانه كند ؛ بالا و پايين و شرق و غرب آن را ببيند و عكسهاى متعددى از آن به مغز مخابره شود و مغز
هامش
( 1 ) يس ، آيهء 82 .