اما نه به اين معنا كه حركت و رنج و تعبى در اين راه متحمل شود . شنواست ؛ بى آن كه از ابزار شنوايى استفاده كند و بيناست ولى نه از طريق باز و بسته كردن پلكها . در همه جا حاضر است ؛ نه اين كه با اشيا مماس باشد و از همه چيز جداست ؛ بى آن كه مسافتى ميان او و موجودات باشد . آشكار است ؛ نه با ديد چشمها و پنهان است نه به سبب كوچكى و لطافت . با سلطه و قدرتش ، از همهء اشيا جداست و همهء آنها از او جدا هستند ؛ چرا كه در برابر او خاضع و بازگشتشان به سوى اوست . آن كس كه او را ( با صفات مخلوقات ) وصف كند ، محدودش ساخته و كسى كه براى او حدى قائل شود ، او را به شمارش در آورده و آن كس كه او را به شمارش درآورد ازليّتش را انكار كرده و آن كس كه بپرسد : چگونه است ؟
وصفش نموده و آن كس كه بگويد : كجاست ؟ مكانى براى او قائل شده . او عالم بود ، در آن هنگام كه معلومى وجود نداشت و پروردگار بود آن زمان كه پروردهاى نبود و قادر و توانا بود آن زمان كه مقدورى وجود نداشت .
شرح و تفسير گوشهاى از صفات جمال و جلال خدا
همان گونه كه در بخش مصادر خطبه گفته شد ، اين خطبه را امام عليه السّلام هنگامى ايراد كرد كه مردم عثمان را به علت ناراحتىهايى كه از او و اطرافيانش داشتند ، كشتند و به دنبال آن با امام على عليه السّلام بيعت نمودند .
در آغاز خطبه به معرفة اللّه و بيان صفات جمال و جلال خدا مىپردازد ، چرا كه ريشهء تمام خوشبختىها و اصلاحات فردى و اجتماعى ، معرفت او است . هيجده وصف از اوصاف الهى را در قالب عباراتى كوتاه و پر معنا و روشن بيان مىفرمايد كه فلاسفه و متكلمان در پيچ و خم آن ماندهاند .
نخست مىفرمايد : « ستايش ، مخصوص خداوندى است كه با آفرينش مخلوقات ، همگان را به وجود خود رهنمون شده است » ( الحمد للّه الدّالّ على وجوده بخلقه ) .