تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
توضيح اين سخن اين كه : ما آفريده شدگان كه در جهان ممكنات به سر مىبريم ، همه چيز را با خود مقايسه مىكنيم و در بسيارى از مواقع ، خدا را با صفات ناقص و محدود خود وصف مىكنيم و اوصافى همچون اوصاف ممكنات براى او قائل مىشويم و اين درهء خطرناك تشبيه است كه ما را در آيات و روايات از آن بر حذر داشته‌اند ؛ به همين جهت امام عليه السّلام مىفرمايد : كسى كه او را به اين صفات وصف كند او را همچون ممكنات محدود دانسته و كسى كه حدى براى او قائل شود ، به يقين شبيه و مانندى نيز براى او تصور مىكند و بنابر اين او را در قالب اعدادى مىآورد و كسى كه او را در قالب اعداد آورد ، ازليّت و ابديّت او را انكار نموده است ؛ چرا كه اين دو وصف از نامحدود بودن ذات پاك او سر چشمه مىگيرد . همچنين كسى كه از چگونگى ذات او سؤال كند ، اوصاف مخلوقات را براى او قائل شده و آن كس كه از مكان يا زمان او بپرسد ، او را همچون اجسام در محدودهء زمان و مكان فرض كرده است .
از شب و روزم چه مىپرسى كه من با يار خويش * در مكانى زندگى دارم كه صبح و شام نيست ! اوّل و آخر ندارد داستان عاشقى * كانچه را آغاز نبود همچنين انجام نيست
ممكن است كسانى وصف ياد شده را در قوهء سه وصف از اوصاف سلبيه خداوند بدانند : عدم محدوديت ، نفى كيفيت و نفى مكان براى ذات پاك خدا و سرانجام امام عليه السّلام اوصاف شانزدهم ، هفدهم و هيجدهم را به اين صورت بيان مىفرمايد : « او عالم بود در آن هنگام كه معلومى وجود نداشت . پروردگار بوده آن زمان كه پرورده‌اى نبود . و قادر و توانا بود آن زمان كه مقدورى نبود ! » ( عالم إذ لا معلوم ، و ربّ إذ لا مربوب ، و قادر إذ لا مقدور ) . اما اين كه خداوند پيش از اين كه معلومى وجود داشته باشد عالم بوده است ، به اين