آرى ! هنگامى كه عجايب آفرينش را مطالعه كنيم و اسرار و نظامات و شگفتىهاى خلقت زمين و آسمان ، يا حيوان و انسان را بررسى نماييم به خوبى مىفهميم كه اين همه آثار بديع ، زاييدهء طبيعت كور و كر نيست ؛ بلكه در پشت اين دستگاه حكيمى قادر و عالمى مدبر قرار دارد ، و اين همان برهان نظم است كه در قرآن مجيد و روايات اسلامى به عنوان روشنترين دليل خداشناسى به آن اشاره شده است .
در دوّمين وصف مىفرمايد : « به وسيله حدوث آنها ، ازليّت خود را نشان داده » ( و بمحدث خلقه على أزليّته ) .
اين در واقع اشاره به برهان وجوب و امكان است ؛ زيرا سلسلهء مخلوقات ، كه پشت سر هم لباس وجود به تن مىپوشند ، نمىتواند تا بىنهايت ادامه يابد و هر حادثى مخلوق حادث ديگر باشد ؛ زيرا بىنهايت معلول ، سرانجام نياز به علتى دارند كه ازلى باشد و بىنياز از خالق و به تعبير ديگر واجب الوجود باشد .
در سوّمين وصف مىفرمايد : « و با شباهت داشتن مخلوقات به يكديگر ، نشان داد كه شبيه و نظيرى ندارد » ( و باشتباههم على أن لا شبه له ) .
چگونه شباهت مخلوقات به يكديگر دليل بر اين است كه خداوند شبيه ندارد ؟
پاسخ ، آن است كه اين شباهت ، دليل بر تركيب آنهاست ؛ زيرا قدر مشتركى دارند از قبيل زمان و مكان و بعضى از اشكال و عوارض ظاهرى ؛ و جهات مختلفى دارند كه آنها را از هم متمايز مىكند ؛ بنابر اين هر موجودى مركب است از ما به الاشتراك و ما به الامتياز ( جهات مشتركه و جهات مختلفه ) و طبيعى است كه چنين موجوداتى كه مركبند ، نيازمندند ( نيازمند به اجزاى خود و به كسى كه آنها را با هم تركيب كند ) و از اين جا مىفهميم كه خداوند ، شبيه و نظيرى ندارد و گر نه تركيب و احتياج در ذات پاك او پيدا مىشد .
در بيان چهارمين و پنجمين وصف مىفرمايد : « عقلها به كنه ذاتش نرسد و پردهها وجودش را مستور نسازد ، چرا كه خالق و مخلوق با هم فرق دارند و محدود كننده و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣