تجنى « 1 » من غير تكلّف فتأتي على منية مجتنيها ) .
يكى از مشكلات درختان ميوه در دنيا چيدن آنهاست كه گاه با دردسرهاى فراوان رو به رو مىشود ؛ حتى گاهى بعضى از افراد براى چيدن ميوه بالاى درختان رفتهاند و جان خود را از دست دادهاند . اين طبيعت دنياست كه نوشها و نيشها به هم آميخته است ؛ ولى در بهشت كه نوشها خالى از نيشها است و همه چيز بر وفق مراد است ، ميوههاى درختانش در دسترس همگان مىباشد ؛ در همه حال ، در حال ايستادن و نشستن ؛ حتى در بعضى از روايات آمده كه بهشتيان هر زمان ارادهء چيدن ميوهاى كنند ، شاخهء درخت به سوى آنها خم مىشود و در دسترس آنها قرار مىگيرد . قرآن مجيد مىفرمايد :
«
« قُطُوفُها دانِيَةٌ »
؛ چينش ميوههاى آن نزديك است » . « 2 » و در آيهاى ديگر مىخوانيم :
« وَ جَنَى الْجَنَّتَيْنِ دانٍ »
. « 3 » سپس امام عليه السّلام به ذكر چهارمين نعمتهاى بهشتى پرداخته ، مىفرمايد : « ميزبانان بهشتى از آن ميهمانان در جلو قصرهاى بهشت با عسلهاى مصفّا و شرابهاى صاف كه مستى نمىآورد پذيرايى مىكنند » ( و يطاف على نزّالها في أفنية « 4 » قصورها بالأعسال المصفّقة « 5 » ، و الخمور المروّقة « 6 » ) .
قرآن نيز بارها به شرابهاى طهور لذت بخش بهشتى كه نه دردسر ايجاد مىكند و نه انسان را از عقل و هوش تهى مىسازد ، اشاره مىكند ؛ از جملهء در سورهء « دهر » چهار نوع از
هامش
( 1 ) « تجنى » از مادهء « جنى » ( بر وزن نفى ) به معناى چيدن ميوه است .
( 2 ) حاقه ، آيهء 23 .
( 3 ) رحمن ، آيهء 54 .
( 4 ) « افنيه » جمع « فناء » ( بر وزن غناء ) به معناى حياط و جلوى خانه است .
( 5 ) « مصفّقه » به معناى تصفيه شده از مادهء « تصفيق » به معناى جابهجا كردن مايعات از ظرفى به ظرف ديگر براى تصفيهء آن است .
( 6 ) « مروّقه » به معناى تصفيه شده ، از مادهء « روق » به معناى صاف شدن گرفته شده است .