رفته ، حيران مىشود ، ( همچنين ) هرگاه به خوشههايى از لؤلؤ تر ، كه به شاخههاى كوچك و بزرگ محكمش آويخته و پيدايش ميوههاى گوناگون كه از درون غلافهاى خود سر برون كرده ، همان ميوههايى كه به آسانى و مطابق دلخواه هر كس چيده مىشود ، نگاه كنى واله و حيران خواهى شد ( اضافه بر اين ) ميزبانان بهشتى از آن ميهمانان در جلو قصرهاى بهشتى با عسلهاى مصفّا و شرابهاى صاف كه مستى نمىآورد پذيرايى مىكنند . از كسانى كه تقوا و كرامت انسانى خود را تا پايان عمر و هنگام ورود به دار القرار ( سراى جاويدان ) حفظ كرده و از ناراحتىهاى نقل و انتقال سفرها ( ى مرگ و برزخ ) ايمن بودهاند . اى شنونده ، اگر قلب خويش را براى رسيدن به آن مناظر زيبا كه در آن جاست مشغول دارى ، روحت با اشتياق به سوى آن پر مىكشد و از حضور من به همسايگى اهل قبور خواهى شتافت تا هر چه زودتر به آن نعمتها دست يا بى .
خداوند ما و شما را به لطف و رحمتش از كسانى قرار دهد كه با دل و جان براى رسيدن به منزلگاههاى نيكان كوشش مىكنند .
شرح و تفسير جلوهها ، نعمتها و زيبايىهاى بهشت
اين بخش از خطبه ، همان گونه كه محتوايش نشان مىدهد و مرحوم سيّد رضى نيز به آن اشاره كرده دربارهء اوصاف بهشت است كه به يقين ، در ميان آن و بخشهاى گذشته ، مطالب ديگرى بوده و مرحوم سيد رضى طبق روش خود كه از خطبهها گلچين مىكند آن را نقل كرده است ؛ ولى به نظر مىرسد كه امام عليه السّلام كه در بخشهاى گذشته از توحيد سخن گفته ، در اين جا از معاد سخن مىگويد تا بحث مبدأ و معاد كامل گردد يا به تعبير ديگر زيبايىهاى بهشت را بعد از زيبايىهاى اين جهان بر شمارد .
نخست مىفرمايد : « هرگاه با چشم دل به آن چه از بهشت براى تو وصف مىشود بنگرى ، روحت از مواهبى كه در اين دنيا پديدار گشته ، از شهوات و لذّاتش و زينتها و