اين ويژگىها راه يابد يا گفتار وصف كنندگان صفت آن را بيان كند و به نظم آورد ؛ حال آن كه ، كوچكترين اجزاى آن افكار ژرف انديش را از درك خود ناتوان ساخته و زبانها را از وصف كردن بازداشته است .
منزه است آن كس كه عقلها را در وصف مخلوقى كه در چشمها آشكارش ساخته ، ناتوان كرده ؛ به همين جهت آن را ( تنها به صورت ) موجودى محدود و تركيبى پر نقش و نگار درك مىكند و زبانها را از شرح وصف آن عاجز ساخته و از اداى حق وصفش ناتوان نموده است ( با اين حال چگونه مىتوان انتظار داشت كه عقل و خرد به كنه ذات و صفات آفريدگار اين مخلوق برسد ؟ )
شرح و تفسير به راستى عقل در وصفش حيران است
امام عليه السّلام در اين بخش كه آخرين سخنان را دربارهء « طاووس » بيان مىفرمايد به دو نكتهء جالب ديگر اشاره مىكند :
نخست مىفرمايد : « گاه او از پرهايش بيرون مىآيد و لباسش را از تن خارج مىكند .
پرها پشت سر هم مىريزند و به دنبال آن پى در پى مىرويند . پويش پرها ، از نى آنها ، همچون ريزش برگها از شاخهها ( در فصل پاييز ) فرو مىريزد ، سپس رشد و نمو مىكند ، تا بار ديگر به شكل نخست درآيد » ( و قد ينحسر « 1 » من ريشه ، و يعرى من لباسه ، فيسقط تترى « 2 » ، و ينبت تباعا ، فينحتّ « 3 » من قصبه انحتات أوراق الأغصان ،
هامش
( 1 ) « ينحسر » يعنى برهنه مىشود و مكشوف مىگردد ؛ از مادهء « حصر » ( بر وزن نصر ) به معناى برهنه شدن گرفته شده است .
( 2 ) « تترى » از مادهء « وتر » به معناى يك تا شدن گرفته شده و « تترى » يعنى يك پشت سر ديگرى در مىآيد .
( 3 ) « ينحت » يعنى فرو مىريزد از مادهء « نحت » ( بر وزن تخت ) به معناى تراشيدن گرفته شده است .