آفريدگار اين مخلوق برسد ؟ ) « 1 » ( فسبحان الّذي بهر « 2 » العقول عن وصف خلق جلّاه « 3 » للعيون ، فأدركته محدودا مكوّنا ، و مؤلّفا ملوّنا ؛ و اعجز الألسن عن تلخيص « 4 » صفته ، و قعد بها عن تأدية نعته ! ) .
نكته شگفتىهاى طاووس !
هرگاه درست بنگريم همه چيز در جهان آفرينش ، عجيب است ؛ ولى بعضى از بعضى عجيبتر و شگفتانگيزتر است كه از جملهء آنها طاووس است .
اين پرنده در زيبايى بىنظير و به همين دليل ، همواره ضرب المثل است . پرهاى او كه به رنگهاى بسيار مختلف و جذّاب و درخشنده رنگآميزى شده در حال عادى به دنبال او بر زمين كشيده مىشود ؛ ولى آن گاه كه چتر مىزند ، منظرهء فوقالعاده زيبايى پديد مىآورد و اگر در برابر جنس ماده باشد اين كار را سريعتر انجام مىدهد تا او را به سوى خود جلب كند . گر چه پرهاى زيبا و چتر زدن مربوط به جنس نر است ، ولى به صورت عروسى در مىآيد كه زيباترين لباسهاى شب زفاف را پوشيده است .
او از خود لذت مىبرد و با كبر و غرور راه مىرود و گاه قهقهههاى شادى سر مىدهد .
هامش
( 1 ) طبق تفسير ياد شده تمام ضميرهايى كه در اين جملات است به خلق يعنى « طاووس » بر مىگردد و بسيارى از شارحان نهج البلاغه نيز همين گونه فهميدهاند ؛ هر چند بعضى به اجمال و ابهام از آن گذشتهاند . اين احتمال نيز وجود دارد كه ضمير در جملهء « اعجز الالسن عن تلخيص صفته » و همچنين در جملهء « عن تأدية نعته » به ذات پاك خدا برگردد . بنابر اين مفهوم جمله چنين مىشود : جايى كه عقول از درك اوصاف مخلوقى ناتوانند چگونه مىتوانند به كنه ذات صفات خالق برسند ؟
( 2 ) « بهر » از مادهء « بهر » ( بر وزن نهر ) به معناى غلبه يافتن و چيره شدن گرفته شده است .
( 3 ) « جلّاه » يعنى آن را آشكار ساخت و از مادهء « جلاء » گرفته شده است .
( 4 ) « تلخيص » هم به معناى شرح دادن و هم به معناى خلاصه كردن آمده است و در اين جا به معناى اوّل است .